سازمان سیما، منظر و فضای سبزشهری شهرداری اراک

سازمان سیما، منظر و فضای سبزشهری شهرداری اراک

مشاهیر و مفاخر اراک

آيت‌ا… فريد از اجله علما و اتقياء و فريد عصر خويش بود. وی در سال 1315 در نجف متولد شد و در معيت خانواده خود ساکن اراک گرديد.

حاج آقا حسن (فريد محسنی) معروف به آيت‌ا… فريد

حاج آقا حسن (فريد محسنی) معروف به آيت‌ا… فريد

بعد از مرحوم حاج آقا مصطفی عراقی فرزند بزرگوار او حاج آقا حسن (فريد محسنی) معروف به آيت‌ا… فريد وارث علوم خاندان خويش گرديد.

آيت‌ا… فريد از اجله علما و اتقياء و فريد عصر خويش بود. وی در سال 1315 در نجف متولد شد و در معيت خانواده خود ساکن اراک گرديد. مرحوم فريد در اراک سطوح فقه و اصول را به پايان برد و چند سالی هم در اراک از حوزه خارج فقه و اصول مرحوم آيت‌ا… حائری استفاده نمود و در ادامه دروس فقهی با تنی چند از علمای اراک عازم حوزه قم گرديد و حدود دوازده سال در اين حوزه از محضر اساتيد و آيات و همچنين درس خارج آيت‌ا… حائری بهره‌مند بود و خود از لحاظ مراتب علمی و اخلاقی به کمال رسيد و در رديف اساتيد حوزه قرار گرفت.

مرحوم آيت‌ا… فريد در زمان حيات پدر سالها در جمله علما و اساتيد حوزه اراک قرار داشت و چند سال بعد از فوت پدرش (در سال 1375) تا پايان حيات ساکن شهرستان قم بود.

کسانی که با حوزه درس و مجالس بحثی ایشان آشنایی داشته‌اند به خوبی می‌دانند که در سالهای 1380 تا 1390 یکی از پر استفاده‌ترین درسهای خارج حوزه علمیه قم درس ایشان بود. آن بزرگوار به بحثهای علمی عشق می‌ورزید و کمتر دیده می‌شد که در مجلسی باشد و به بحث علمی مشغول نباشد و همچنین اهل علم و محصلین علوم دینی و به خصوص کسانی را که تشخیص می‌داد که استعداد ترقی علمی دارند خیلی تشویق می‌کرد و در مواقع مناسب آنان را به جدیت در راه تحصیل سفارش می‌نمود.

آن مرحوم علاوه بر فقه و اصول؛ درس اخلاق هم داشت و بسیاری از فضلا از جلسات اخلاق او نیز مستفیض می‌شدند.

آن مرحوم کتابخانه‌ای نفیس شامل نسخه‌های چاپی و خطی داشت که طبق وصیت ایشان نسخه‌های چاپی به کتابخانه مسجد اعظم قم و نسخه‌های خطی به کتابخانه آستان قدس رضوی اهداء شد.

مرحوم فريد دانشمندی متين، باوقار و عالمی جليل‌القدر و با ابهت بود. خواص علما و اصحاب در منزل او استفاده علمی و اخلاقی نمودند. مرحوم فريد فقط در موارد خيلی ضروری از منزل خارج می‌شد و کمتر در اجتماعات ديده می‌شد. نوشته‌اند در تزکيه نفس و صفای باطن بعد از عبادتهای خالصانه به درجات و کمالاتی نايل آمد. تأليفاتی در تفسير قرآن و همچنين تقريرات فقهی استاد خود را به رشته تحرير برد.

این استاد بزرگ و فقیه مکتب اهل بیت در سال1391 از دنیا رفت و جنازه ایشان به نجف اشرف منتقل و در مقبره پدرشان در وادی السلام به خاک سپرده شد.

حضرت آیت الـه ممدوح اراکی (پیرحسینلو) در روستای سمقاور از توابع بزچلو به دنیا آمد.

حضرت آیت الـه حاج شیخ مرادعلی ممدوح اراکی

حضرت آیت الـه حاج شیخ مرادعلی ممدوح اراکی
حضرت آیت الـه ممدوح اراکی (پیرحسینلو) در روستای سمقاور از توابع بزچلو به دنیا آمد.
پدرش مرحوم غلامعلی پیرحسینلو کشاورزی فعال و مردی رئوف بود که دارای زمین‌های کشاورزی فراوان و باغات زیاد بود. چون مرحوم غلامعلی مردی بسیار دیندار و علاقمند به علوم دینی بود از همان ابتدای کودکی تنها پسرش را برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه اراک (سپهسالار) آورد و بار غم تنهایی و دوری از فرزند را به جان خرید تا فرزندش بتواند به تحصیلات دینی بپردازد.
آیت الـه ممدوح اراکی در همان ابتدای ورود به حوزه علمیه با حضرت امام خمینی آشنا گردیده و در یک حجره مشترک با ایشان به گذراندن دوران تحصیل مشغول شد. دوستی ایشان با امام تا حدی رسید که چندین بار در دوران نوجوانی با حضرت امام به منزل ایشان در شهرستان خمین رفتند. پس از گذراندن دوره‌های مقدماتی در حوزه علمیه اراک برای گذراندن دوره‌های عالی فقه و اصول رهسپار شهر قم گردیدند و علوم تکمیلی را در محضر اساتیدی همچون حضرت آیت الـه حاج شیخ عبدالکریم حائری به پایان رسانده و از اساتید زمان شدند.
در طی مدت تحصیل بارها از طرف حضرت آیت الـه حائری مورد تشویق و ترغیب قرار گرفتند. پس از آن به دستور حضرت آیت الـه حائری در حوزه علمیه قم مشغول تدریس گردیدند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها برای دیدار حضرت امام خمینی از قم به شهر تهران عازم گردیدند و هر بار پس از ملاقات با ایشان امام از ایشان خواستند تا در امور حکومتی وارد شوند لیکن ایشان به دلیل کهولت سن و دلایل دیگر هر بار خود را معذور نمودند. امام خمینی همیشه از ایشان با لفظ یار قدیمی یاد می‌فرمودند.
البته ایشان در دوران تحصیل و حتی بعد از آن هیچگاه زادگاه و مردم زادگاه خود را فراموش ننموده و هر سال در ایام بهار و تابستان چندین بار به سمقاور سفر می‌نمود تا جایی که مردم منطقه بزچلو تقریبا تمام مسائل شرعی خود را از ایشان تقلید می‌نمودند و تقریبا تمام عقود اسلامی خود را در زمان حضور ایشان در سمقاور و با کسب اجازه از ایشان انجام می‌دادند.
ایشان در شهر قم زندگی بسیار ساده و محقری داشتند و تمام زمین‌های پدری خود را که در روستای سمقاور داشتند بدون هیچگونه چشم داشتی به مردم روستای سمقاور واگذار نمودند. در روستا هم همان منزل پدری خود را برای زمانهای مراجعت نگهداری می‌کردند و شاید به جرات بتوان گفت که در طول عمر خود یک خشت به بنای آن اضافه نکردند و هر وقت دلیل آن از ایشان پرس و جو می‌شد می‌فرمودند: خدا کند که زندگی آخرتمان ویرانه نباشد وگرنه در این دنیای گذرا هر چه که داشته باشیم فانی است.
از آثار او:
1- کتاب الهدایا در بطلان مذاهب ساختگی دوران قاجار
2- غفران
3- اصول عقاید
زندگی پر برکت ایشان سراسر نور بود و خدمت و حاصل حدود هفتاد و اندی سال عمر پر برکتش سه فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود.
مرحوم دکتر عباسعلی داخواه – مرحوم مهندس مصطفی ممدوح – مرحوم مهندس حسین ممدوح که هر سه از دلسوزان جامعه و مردم بودند و تا لحظه آخر عمر خود در جهت اعتلای علمی و معیشتی مردم ایران تلاشهای زیادی انجام دادند سه فرزند ذکور ایشان بودند.
دکتر احمد دادخواه فرزند آقای دکتر عباسعلی دادخواه نوه مرحوم آیت الـه ممدوح می‌باشد که در زمینه‌های علمی و اخلاقی از سرآمد دوران خود است.
شیخ مرادعلی ممدوح اراکی در 9صفر 1408 ق برابر با 1366درگذشت و پیکرش در قبرستان ابوحسین قم به خاک سپرده شد.

علی معروف به ضیاءالدین، فرزند آخوند ملامحمد کبیر سلطان‌آبادی (عراقی) در سال 1278 ه.ق در محله حصار قدم سلطان‌آباد (اراک) قدم به عرصه وجود نهاد.

آقا ضیاءالدین عراقی

آقا ضیاءالدین عراقی

علی معروف به ضیاءالدین، فرزند آخوند ملامحمد کبیر سلطان‌آبادی (عراقی) در سال 1278 ه.ق در محله حصار قدم سلطان‌آباد (اراک) قدم به عرصه وجود نهاد. ملامحمد، پدر آقاضیاء (1210ـ 1290 ه.ق) در عصر خود عالمی بزرگوار و فقیهی وارسته بود و در میان شاگردان آیت‌ا‌… آقامحسن عراقی علاءالمحدثین (1247ـ 1325 ه.ق) منشی خاص آخوند خراسانی و آیت‌ا… سیدمحمد شفیع الدین جاپلقی (متوفا: 1280 ه.ق) مقام و مرتبه‌ای بلند در علم بود و به تقوا و پرهیزکاری شهرت داشت. در اجازه‌ای که آقا شفیع به وی داده، او را به عنوان عالم فاضل و محقق و از رؤسا و قضات مورد وثوق و اطمینان یاد کرده است.

تحصیلات

آقا ضیاء‌الدین که دارای هوشی سرشار و استعدادی فوق‌العاده بود، مقدمات علوم اسلامی را نزد پدر و سایر علماء، در زادگاهش فرا گرفت و در سال 1302 ه.ق برای ادامه تحصیل، راهی اصفهان گردید و در مدرسه صدر اقامت گزید. آیت‌‎ا… العظمی اراکی درباره انگیزه سفر آقا ضیاء به اصفهان می‌گوید:

پدر مرحوم آقا ضیاء در هشتاد سالگی فوت کرد؛ در حالیکه فرزندش، آقا ضیاء 12 سالش بوده و غیر از ایشان دو دختر هم داشتند. حاج صمصام‌الملکی بود متمول و ارباب ملک و املاک ولکن از علوم هم بی‌اطلاع نبوده است.

آقا ضیاء‌الدین شش سال در حوزه علمیه پررونق اصفهان، از محضر استادان بزرگواری، همچون آیات عظام:

1- آقا سید محمدهاشم چهارسوقی (1235 ـ 1318 ه.ق)

2- میرزا جهانگیرخان قشقایی (1243 ـ 1328 ه.ق)

3- میرزا ابوالمعالی کلباسی (1247 ـ 1315 ه.ق)

4- آخوند ملامحمد کاشی (1249 ـ 1333 ه.ق)

دروس سطح عالی فقه، اصول، کلام و فلسفه را آموخت و در اواسط سال 1307 ه.ق به عراق مهاجرت نمود و ابتدا، به شهر سامرا که از مراکز اجتماع طلاب مهاجر و دارالعلم آن زمان بود، رفت. مدتی را به خیال و عنوان این که در مسند قضا نشسته، به رتق و فتق (حل و فصل) امور مردم گذراند. پس از چند ماه، ناگهان از این خیال و علاقه به مسند منصرف شد و با شنیدن آوازه و شهرت میرزا حبیب‌ا… رشتی، سامرا را ترک و به سوی نجف حرکت کرد و تا آخر عمر در آن حوزه کهن و مهم و پایگاه و مرکز علم، ماندگار شد.

اساتید

میرزا حبیب‌ا… رشتی (1234 ـ 1312 ه.ق) مدفون در نجف و از شاگردان بزرگ و پرآوازه شیخ انصاری بود. کتاب «بدایع الافکار» وی در علم اصول معروف است.

آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (1255 ـ 1329 ه.ق) مدفون در نجف: او از شاگردان برجسته شیخ انصاری و میرزای شیرازی بود. «کفایه‌‌الاصول» مهم‎ترین کتاب اوست که بیش از صد نفر تاکنون بر آن حاشیه زده‌اند و یا به آن شرح نوشته‌اند. آخوند خراسانی از رهبران بزرگ مشروطیت بود.

– سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (1247 ـ 1337 ه.ق) مدفون در نجف: ‌او از مراجع بزرگ تقلید شیعه در قرن 14 بود. وی از شاگردان میرزای شیرازی و اثر مهم او «عروة الوثقی» می‌باشد که مراجع تقلید بعد از ایشان، بر این کتاب فقهی حاشیه زده‌اند.

میرزا حسین خلیلی (1230 ـ 1326 ه.ق) فرزند میرزا خلیل تهرانی مدفون در نجف: او از شاگردان شیخ انصاری و صاحب جواهر و از یاران آخوند خراسانی و شیخ عبدا… مازندرانی در رهبری نهضت مشروطه بود.

ملا فتح‌ا… شریعت اصفهانی، معروف به شیخ‌الشریعه (1266 1339 ه.ق) او از فقها و مراجع بزرگ شیعه بود.

سید محمد طباطبایی فشارکی.

میرزا ابراهیم محلاتی شیرازی.

آقا ضیاءالدین پس از سال‎ها تحصیل، به درجه اجتهاد نائل آمد و در این دوره پیوسته مورد احترام استادانش بود و به کسی که دریایی از علم و دانش و معارف دینی در سینه‌اش نهفته است، شهرت دارد.

تدریس

آقا ضیاء‌الدین در تمام دوران تحصیل به تدریس نیز اشتغال داشت و از برترین مدرسین و سرآمد استادان هم عصر خود بود. او پس از وفات استادش، آخوند خراسانی، حوزه تدریس مستقلی تشکیل داد و به عنوان مدرسی بزرگ، محققی مدقق، متفکری صاحب نظر و مسلط بر آراء و اندیشه‌های فقهی و اصولی گذشته، شهرت یافت. فضلا و محققان فراوانی گرد او آمده و از سرچشمه علوم و کمالاتش جرعه‌ها نوشیدند و سیراب شدند. دقت نظر و احاطه علمی او به ویژه در تدریس علم اصول که با نقد و بررسی آراء و نظریات دیگران انجام می‌گرفت، فوق العاده بود. این امر باعث شهرت و برتری او بر دیگران شد و وی را در شمار مجددان علم اصول قرار داد.

وی در 30 سال تدریس خود که تا پایان عمر او به طول انجامید، چند دوره اصول فقه و یک دوره فقه کامل که اکثر آن بر اساس بحث‎های فقاهتی و تألیفات حاج آقا رضا همدانی (1250 ـ 1322 ه.ق) بود، را تدریس کرد و حاصل آن پرورش صدها مجتهد بود که هر یک از آن ها در شهرهای مختلف، منشأ آثار خیر و برکات فراوانی گردیدند.

وسعت اطلاع و احاطه و تسلط بر خود در ابحاث و مناقشات علمی، حسن بیان و القاء مطالب و نکات، عنایت به آراء و اندیشه‌های گذشته و شاگردان، صاحب نظر و مشکل گشا در مشکلات علمی و کثرت شاگردان و برخوردار بودن آنان از حرّیت فوق العاده در طرح مسائل، از ویژگی‌های تدریس اوست. او آن چه را تدریس می‌کرد، می‌نوشت، با آن که بعضی درس‎ها را بارها گفته و نوشته بود.

از هم بحث‌های آقا ضیاء، می‌توان از شیخ عبدا… گلپایگانی (1328 ـ 1370 ه.ق) که فقیهی فاضل و مجتهدی دقیق بود، نام برد. از ویژگی‌های دوره تدریس آقا ضیاء در نجف این بود که در این برهه در حوزه علمیه نجف شخصیت‌ها و رجال برجسته‌ای مشغول تدریس و تربیت طلاب بودند. بهترین طلاب در این زمان که به طور مستقیم و غیرمستقیم از استادان اثر می‌پذیرفتند، شاگردان آقا ضیاء بودند. از چهره‌های سرشناس و معاصر آقا ضیاء می‌توان به آیت‌ا‎… سید ابوالحسن اصفهانی (1277 ـ 1365 ه.ق) شیخ محمدحسین اصفهانی، معروف به کمپانی (1296 ـ 1361 ه.ق) و میرزای نائینی (1355 ق) اشاره کرد.

فقه و اصول در عصر آقا ضیاء

آقا ضیاء الدین و معاصرانش در دوره‌ای جدید از علم و اصول قرار داشتند که مؤسس آن وحید بهبهانی (1117 ـ 1205 ه.ق) بود. تحقیقات اصولی انجام شده در این دوره با پژوهش ‌هایی که در حدود یازده قرن قبل انجام گرفته بود، در مقایسه از لحاظ کم و کیف، ترجیح داشت و تألیف کتاب‎هایی نظیر «فرائد الاصول» شیخ انصاری و «کفایه الاصول» آخوند خراسانی گویای این مدعاست.

آقا ضیاء، محمدحسین اصفهانی و دیگران تحولی را که شیخ انصاری پس از وحید بهبهانی به وجود آورده بود، تداوم بخشیدند و علم اصول فقه را به حد کمال رساندند. در فقه نیز این دوره از عالی‌ترین دوره‌های اجتهاد به عمل می‌آید. این دوره فقه با شیخ انصاری (1214 ـ 1281 ه.ق) آغاز می‌شود.

او و شاگردان مستقیم و غیرمستقیمش در راه تکمیل فعالیت فقهای دوره‌های قبل، سعی و کوشش وافر نمودند و اجتهاد را به اوج کمال و ترقی رسانیدند. شیخ انصاری با دقت نظر و تحقیقات خویش، راه استنباط صحیح را نشان داد. کتاب‎های بجا مانده از او، به ویژه دو اثر مهم و گرانسنگ «مکاسب» و «رسائل» از کتاب‎های سطح عالی حوزه‌هاست که هنوز تدریس می‌شود.

شیوه آقا ضیاءالدین در تدریس نیز همان شیوه شیخ انصاری بود. او در بحث‎هایش از عناصر مشترک اجتهادی و قواعد اصولی استفاده می‌کرد هر جا نام بزرگمردان و احیاگران در کتاب‎ها و بحث در بین دانشمندان شیعی در احیای علم اصول و نقش آنان در تحول این علم ذکر می‌گردد، نام آقا ضیاء الدین عراقی در کنار آنان جلب توجه می‌کند. هر جا بحث از علم اصول است، صحبت از آقا ضیاء نیز هست.

شاگردان

از برکات وجودی آقا ضیاء‌الدین در طول سال‎های متمادی تدریس، تعلیم و تربیت صدها عالم، فقیه و دانشمندان نام آوری است که از مجالس درس و بحث سراسر فضل و دانش او بهره‌ها بردند. مجتهدان ایران و عراق با واسطه یا بی‌واسطه، از شاگردان او هستند. در میان شاگردان او به چهره‌هایی برخورد می‌کنیم که از نظر علم و تقوا، نسبت به دیگران در افق بالاتری قرار دارند. اینک به معرفی شماری از آنها می‌پردازیم:

– آیت‌ا… سید محسن حکیم (1206 ـ 1390 ه.ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ شیعه بود که دو دوره در درس اصول آقا ضیاء شرکت کرد. وی آثار فراوان فرهنگی و دینی در عراق و… از خود به یادگار گذاشته و تألیفات او بالغ بر 50 عنوان است.

آیت‌ا… سید محمدتقی خوانساری (1305 ـ 1371 ه.ق) مدفون در قم: آقا ضیاء بارها مقام این شاگردش را ارج نهاده و گفته بود: «…مقام و نگهداری شئونات آقای خوانساری را مانند علمای متأخر برخود فرض می‌دانم».

نماز باران او در قم معروف است، نماز جمعه را در قم احیا کرد. فتواهای او در ملی شدن صنعت نفت و کمک مسلمانان جهان به مردم فلسطین و شرکت در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورا مشهور است.

آیت‌ا… سید احمد خوانساری (1309 ـ 1405 ه.ق) مدفون در قم: وی بیشترین استفاده‌های علمی را از آقا ضیاء نمود. کتاب «جامع المدارک» از مهم‎ترین آثار فقهی اوست.

آیت‌ا… سید ابوالقاسم خوئی (1317 ـ 1413 ه.ق) مدفون در نجف: او از مراجع بزرگ عالم تشیع و دارای تألیفات فراوانی در فقه، اصول، تفسیر و رجال بود و مراکز بزرگ علمی ـ فرهنگی در نقاط مختلف جهان تأسیس کرد. وی به تربیت شاگردان بسیاری که هم اکنون در سراسر جهان پراکنده‌اند، همت گماشت.

آیت‌ا… سید محمود شاهرودی (1301 ـ 1394 ه.ق) مدفون در نجف: آقا سید ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی او را «ذوالشهادتین» می‌خواندند. وی رساله‌هایی در موضوعات گوناگون فقهی، اصولی، ‌ادبی و رجالی نوشته و درس‎های اصول و فقه آقا ضیاء و نائینی را تقریر نموده است.

آیت‌ا… سید عبدا… شیرازی (1309 ـ 1405 ه.ق) مدفون در مشهد مقدس: وی 13 سال در درس آقا ضیاء شرکت نمود. آقا ضیاء درباره‌اش فرمود: «من ایشان را برای آینده نجف اشرف ذخیره نموده‌ام و ایشان امید علمی آینده من است».

آیت‌ا.. سید عبدالهادی شیرازی (1305 ـ 1383 ه.ق) مدفون در نجف: وی از مراجع شیعه بود که تحت تربیت پسرعموی پدرش میرزای بزرگ شیرازی رشد علمی نمود و کتاب «دارالسلام» از آثار فقهی اوست.

آیت‌ا… سید محمدرضا گلپایگانی (1316 ـ 1414 ه.ق) مدفون در قم: وی دارای تقریرات و تألیفات فراوان در فقه و اصول بود. ایشان مؤسسات و مدارس علمیه فراوانی را به یادگار گذاشت و شاگردان بسیاری را که هم اکنون برخی از آنها در مسوولیت‎های بزرگی به نظام جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، تربیت نمود.

آیت‌ا… محمدهادی میلانی (1313 ـ 1395 ه.ق): فرزند سید جعفر مدفون در مشهد مقدس از مراجع عظام تقلید شیعه که دارای تألیفات فقهی و اصولی بود و حوزه علمیه مشهد را احیا و شاگردان فاضل و دانشمندی را تربیت نمود.

آیت‌ا… سید شهاب الدین مرعشی (1315 ـ 1411 ه.ق) مدفون در قم: وی از مراجع تقلید تشیع بود که حدود 148 اثر علمی به صورت کتاب، رساله و مقاله، در علوم مختلف از خود به جای گذاشت. او کتابخانه‌ای عظیم و منحصر به فرد از لحاظ داشتن نسخه‌های خطی، تأسیس کرد که مورد استفاده دانش پژوهان است. وی از آقا ضیاء چهار اجازه اجتهاد و چند فقره نامه خصوصی دارد.

آیت‌ا… آقا میر سید علی یثربی کاشانی (1311 ـ 1379 ه.ق) مدفون در کاشان: وی از مراجع تقلید شیعه و از شاگردان ممتاز آقا ضیاء و از استادان امام خمینی بود. آقا ضیاء به او فرمود: «تو برای من به منزله مالک اشتر برای امام علی علیه السلام هستی.» و نیز فرمود: «در میان تلامذه سید فشارکی، میرزا سید علی یزدی لب خندقی بود که استاد موقع حرکتش وی را با اشک بدرقه کرد و از جدایی او هنگام بازگشت به ایران ‌سوخت. در میان شاگردان من نیز شما موقعیت خاصی داری و مرا به جدایی و فراق خود مبتلا به حسرت می‌نمایی».(6)

آیت‌ا… شیخ محمدتقی بهجت، وی از مراجع تقلید شیعه و ساکن قم و از شاگردان آیت‌ا.. محمدحسین اصفهانی و آقا ضیاء الدین عراقی است و دارای تألیفات و تقریرات در فقه و اصول می‌باشد. حاشیه وی بر «ذخیره العباد» آیت‌ا… غروی اصفهانی یک دوره فقه استدلالی است.

برخی از شاگردان آقا ضیاء عراقی پس از وفات وی به شهرهای مختلف کوچ کردند و در عرصه تدریس و تحقیق، یافته‌های علمی خود را با قلمی پرمایه به رشته تحریر و تقریر درآوردند و طلایه‌دار حوزه‌های علمیه در محل سکونت خود بودند، ‌که از آن جمله‌اند:

1- آیت‌ا… میرزا هاشم آملی (1323 ـ 1413 ه.ق) مدفون در قم: ‌وی از شاگردان آقا ضیاء بود که مدت 30 سال از محضر او بهره برد. وی تقریرات مباحث اصول استاد را در کتاب «بدایع الافکار» گرد آورده است.

2- آیت‌ا… آقا شیخ محمدتقی بروجردی (متوفا: 1391 ه.ق): وی هم از شاگردان خصوصی آقا ضیاء بود و تقریرات اصول استاد را به نام «نهایه الافکار» نوشت.

3- آیت‌ا… آقا شیخ علی مشکاه (1319 ـ 1410 ه.ق) مدفون خمینی شهر اصفهان: از چهره‌های پارسا و برجسته حوزه علمیه اصفهان است که از اصول آقا ضیاء، مباحث الفاظ و در فقه، مبحث ولایت فقیه را تحریر کرده است.

آیت‌ا… آقا میرزا علی غروی علیاری (1319 ـ 1416 ه.ق): وی در اصول، مبحث استصحاب و در فقه، کتاب الزکوه آقا ضیاءالدین را تقریر نموده است. نیز آیات عظام: سید آقا موسوی خلخالی (متوفا: 1324 ه.ق)؛ سید ابوالحسن شمس آبادی (1326 ـ 1396 ه.ق)؛ سید یحیی مدرسی یزدی (1321 ـ 1383 ه.ق)؛ شیخ محمدحسین خیابانی سبحانی (1299 ـ 1393 ه.ق)؛ شیخ محمدعلی قدسی محلاتی؛ شیخ محمدعلی اشرفی شاهرودی (1307 ـ 1394 ه.ق)؛ سید صدرالدین صدر (1299 ـ 1373 ه.ق)؛ و سید عبدالحسین طیب (1312 ـ 1412 ه.ق) تقریرات اصول و فقه آقا ضیاء را به رشته تحریر درآورده‌اند.

عده‌ای از شاگردان او در مسائل اجتماعی و مبارزات سیاسی پیشگام بودند و علیه دشمنان اسلام و مسلمین، با قلم و قدم مبارزه کردند که از آن جمله‌اند:

1- آیت‌ا… سید ابوالقاسم کاشانی (1304 ـ 1381 ه.ق) مدفون در شهر ری: در اجازه روایی که آقا ضیاء به وی داده، او را به عنوان «حمایت کننده حوزه مسلمین و جهاد کننده در حفظ احکام دین، ترویج کننده شریعت جدش… » خطاب نموده است.

2- آیت‌ا… شیخ محمد غروی کاشانی (1313 ـ 1398 ه.ق) مدفون در کاشان.

3- آیت‌ا… میرزا محمدباقر آشتیانی (1323 ـ 1404 ه.ق).

4- آیت‌ا… شیخ محمدحسن سه چاری اصفهانی (1325 ه.ق).

5- آیت‌ا… شیخ محمدرضا مظفر (1322 ـ 1383 ه.ق)

6- آیت‌ا… شیخ بهاءالدین محلاتی (1314 ـ 1401 ه.ق)

7- آیت‌ا… شیخ محمدحسین نجفی (1321 ـ 1409 ه.ق)

8- آیت‌ا… شیخ ابوالحسن شیرازی (1330 ه.ق) امام جمعه سابق مشهد.

9- آیت‌ا… سید حسام الدین فال اسیری شیرازی (1316 ه.ق).

ویژگی‌های اخلاقی

آقا ضیاء به بلند همت بودن، تواضع، فروتنی، خوش اخلاقی و زهد که سرآمد فضایل اخلاقی‌اند، معروف و از نظر هوش و فکر، دقت و نظم، ذوق سلیم و حسن معاشرت و پرهیز از تکلف برای معاشران و مراجعان، زبانزد عام و خاص بود. بدین جهت شاگردانش او را بسیار دوست می‌داشتند. او در وادی مبارزه با نفس، همه همطرازان علمی (فقهی ـ اصولی) را از خود برتر می‌دانست. هرگاه مرجعی از دنیا می‌رفت،‌ با آن که صلاحیت مرجعیت را از هر حیث دارا بود، این امر را به سایران و مراجعان را به دیگران حواله می‌داد و مبلّغ آنان نیز بود. پس از استادان و مراجع قبل و به دلیل کثرت مراجعات در عراق و ایران، وی بر رساله عملیه آقا شیخ عبدالله مازندرانی (1256 ـ 1330 ه.ق) حاشیه زد تا مقلدین از نظراتش استفاده کنند.

او در معاشرت با شاگردان، ضمن احترام به آن ها ظرایف و نکات لطیفی بکار می‌برد. شاگردان هم او را بسیار دوست می‌داشتند و نهایت ادب و احترام را نسبت به او رعایت می‌کردند. جلساتش با آن که خودمانی بود، برای شاگردان نوعی تربیت عملی و آثار فراوانی در برداشت.

آقا ضیاء الدین عشق وافری به اهل بیت علیهم السلام به ویژه امام حسین علیه السلام داشت. او مجلس روضه خوانی مفصلی را در ایام محرم در منزلشان برقرار می‌ساخت. در این مجلس که اکثر علما و طلاب و استادان حوزه شرکت می‌کردند، آقا ضیاء منبر می‌رفت و از روی مقتل برای اهل مجلس مصیبت می‌خواند و بسیار می‌گریست و اهل مجلس را می‌گریاند.

آثار و تألیفات علمی

از جمله آثار علمی آقا ضیاء که در فقه و اصول نگاشته شده و باقی مانده است، عبارتند از:

1- استصحاب العدم الازلی

2- احکام الرضاع

3- البیع

4- تعاقب الایدی

5- تعلیقات علی رسائل الشیخ الانصاری

6- تعلیقات «فوائد الاصول» والفوائد (تقریرات میرزا حسین نائینی) نوشته شیخ محمدعلی کاظمی

7- حاشیه جواهر الکلام

8- حاشیه العروه الوثقی

9- حاشیه استدلالی به عروه الوثقی

10- حاشیه کفایه الاصول

11- حاشیه المکاسب

12- حجیه القطع (رساله)

13- روائع الامالی فی فروع العلم الاجمالی

14- شرح التبصره. شش جزء آن به تحقیق آیت‌ا… معرفت در قم به چاپ رسید.

15- الشرط المتأخر: (رساله)

16- الصلاه

17- قاعده الحرج

18- قاعده لاضرر

19- القضاء

20- اللباس المشکوک: (رساله)

21- مقالات الاصول: (دو جزء)

22- و رساله‌هایی در اجتهاد و تقلید، باب انسداد، اجرت بر واجبات، دعاوی، نیت، ادله نقلیه و …

تقریرات درس اصول و فقه که به قلم شاگردانش تحریر شده، عبارتند از:

1- بدایع الافکار: میرزا هاشم آملی، چاپ قم

2- نهایه الافکار: شیخ محمدتقی بروجردی، چاپ قم

3- نماذج (الاصول فی شرح مقالات الاصول: سید یحیی مدرس یزدی، چاپ قم)

4- المحاکمات (بین الکفایه و اعلام ثلاثه) تقریرات بحث، شیخ محمدطاهر آل شبیر خاقانی

5- تقریرات اصول، آیت‌ا… سید محمود شاهرودی

6- تقریرات اصول، آیت‌ا… شیخ غلامحسین جعفری همدانی

7- تقریرات اصول، آیت‌ا… سید عبدالرزاق نسابه

8- تقریرات اصول، آیت‌ا… شیخ محمدعلی اشرفی شاهرودی

9- تقریرات اصول، سید محمدرضا تبریزی

10- تقریرات اصول، آیت‌ا… میرزا علی مشکاه

11- تقریرات فقه، آیت‌ا… میرزا هاشم آملی

12- تقریرات فقه، میرزا علی مشکاه

13- تقریرات فقه، میرزا علی علیاری غروی

14- حاشیه بر مجمع الرسائل، سید محمدباقر شیرازی

15- منتخب المسائل، احمدی یزدی

وفات

سرانجام این مشعل فروزان علم در شب دوشنبه 29 ذی القعده سال 1361 ه.ق (قرن )در نجف اشرف دعوت حق را اجابت نمود. در عزای او، سه روز درسهای حوزه؛ تعطیل و شاگردان به سوگ او نشستند. جنازه او باشکوه تمام تشییع و در حجره نزدیک (باب العماره) صحن مطهر امیرالمؤمنین علیه السلام به خاک سپرده شد. مجالس ترحیم فراوانی در عراق و ایران برای او برگزار کردند.

او حاج شیخ حسین بن شیخ علیبن شیخ محمود کرهرودی می‌باشد. عالم جلیل‌القدر و خطیب توانا پدر، جد و تعداد دیگر از اعضای خاندان وی از عالمان به نام کرهرود و اراک بوده‌اند.

شیخ حسین واعظی اراکی

شیخ حسین واعظی اراکی

او حاج شیخ حسین بن شیخ علیجان(مرحوم آشیخ علیجان) شیخ محمود کرهرودی می‌باشد. عالم جلیل‌القدر و خطیب توانا پدر، جد و تعداد دیگر از اعضای خاندان وی از عالمان به نام کرهرود و اراک بوده‌اند. وی تحصیلات ابتدایی خویش را تحت سرپرستی پدر، در زادگاهش آغاز و مقداری از دروس مقدمات و سطوح علوم دینی را در حوزه علمیه اراک و قم در نزد اساتیدی مانند حضرات آیات سلطانی طباطبایی، ستوده، اعتمادی، رضوانی خمینی، مشکینی و شهید مفتح گذرانده و دروس خارج از فقه و اصول را در نزد حضرات آیات: امام خمینی (ره)، اراکی، فرید اراکی، محقق داماد و در تفسیر و فلسفه نیز از محضر علامه طباطبایی (ره) بهره‌مند گردید.

وی که از 12سالگی دروس دینی را آغاز و در سال (1333ش) به قم مهاجرت نموده و به موازات تحصیل به تدریس علوم دینی نیز اشتغال داشت و دروس متعددی از علوم‌اسلامی را در حوزه علمیه قم تدریس نموده‌اند که دوره تدریس کتاب نهج‌البلاغه ایشان هنوز ادامه دارد.

ایشان از وعاظ موفق و پرکار و فاضل کشور بوده و از حدود43 سال پیش به تشویق پدر و علاقه و احساس وظیفه خویش به این امر مبادرت ورزیده‌اند. او در جریان انقلاب‌اسلامی و فعالیت‌های ضدرژیم و روشنگری اذهان مردم و سایر فعالیت‌های انقلابی نقش داشته و چندین بار ممنوع‌المنبر گردیده‌است.

پس از انقلاب نیز جزء بنیانگذاران و از اعضای هیئت مدیره دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بوده و سمت‌هایمتعددی را تاکنون در آن مرکز برعهده داشته‌اند. ایشان بنیانگذار بخش آموزش این مرکز و از فعالان بخش تربیت و اعزام مبلغ هستند.

از آثار علمی ایشان به این موارد می‌توان اشاره کرد:

1- زهد و پارسایی

2- مبارزه با هوای نفس

3- فرهنگ عاشورا و شیوه بهره‌برداری از آن

4- زمینه‌های قیام امام حسین(ع)

5- مسایل تربیتی عاشورا

و مقالات و آثار قلمی متعدد در زمینه‌های تبلیغ علوم و معارف‌اسلامی که بعضی چاپ و مابقی محفوظ می‌باشند.

سیدعبدالرحمن کرهرودی، فرزند عالم جلیل القدر سیدمحمد تقی‌ابن میرعلی محمد حسینی کرهرودی کزازی است. خود نیز از عالمان بزرگ و فقهای پارسا به شمار می‌رود.

سیدعبدالرحمن کرهرودی (وفات 1319 ه.ق)

سیدعبدالرحمن کرهرودی (وفات 1319 ه.ق)

سیدعبدالرحمن کرهرودی، فرزند عالم جلیل القدر سیدمحمد تقی‌ابن میرعلی محمد حسینی کرهرودی کزازی است. خود نیز از عالمان بزرگ و فقهای پارسا به شمار می‌رود. تحصیلات خویش را در نزد عالمان و استادان عصر خویش گذراند و خود نیز از جمله اساتید به نام و مردان بزرگ علمی است که شاگردان زیادی را تربیت نمود. همان طور که در شرح حال عالم عالیقدر شیخ رفیع کزازی گذشت، اجازه روایی-که به اجازه مدبجه معروف است- برای سیدعبدالرحمن نگاشته و تصریح نموده که سید از اساتید وی به شمار می‌رود و در این اجازه‌نامه مراتب علمی و تقوای استاد و نیز پدرش سید محمدتقی را ستوده است. تاریخ وفات وی به درستی مشخص نیست و ظاهرا در اوایل قرن پانزدهم هجری وفات یافته است.

صاحب نور مبین وفاتش را به سال (1319ه) ضبط نموده است. داماد عموزاده خویش، سید ابوالقاسم بوده است و آقای میریحیی نیز در یادداشت‌های خود ولادتش را پس از سال (1235ه) دانسته و از سید محمد مکی‌نژاد نقل نموده که سید عبدالرحمن در اجازه خویش به مرحوم آقا داود گفته است از سید شفیع بروجردی شفاها اجازه داشته است. او نیز مانند برادرش به ((حجت‌الاسلام)) شهرت داشته و در جنب مسجدی که در آن اقامه جماعت می‌نموده، در محله آقایان کرهرود دفن گردید. از شاگردان وی علاوه بر مرحوم حاج آقا رفیع والد مولف (سید ربیع مولف علائم ظهور) که خود مکرر اشاره نمود، اسامی این بزرگان است که: ملا محمدباقر کبیره کرهرودی (وفات1315 ه.ق)- ملامحمود پسر عبدالکریم کرهرودی (وفات 1363ه.ق) مقدمه راههای سعادت- آقا داود بن صادق (وفات 1332 ه.ق) برادرزاده و ملا ابوالقاسم بن احمد کرهرودی (وفات 1350 ه) و حاج آقا صابر بنا بر نقل سادات کرهرودی. شیخ رفیع علم و تقوای او را بسیار مورد تمجید قرار داده و این اجازه بنا به نوشته آقای میریحیی نزد مرحوم سیدمحمد مکی نژاد موجود بوده است.

مرحوم استاد ابراهیم دهگان درکتاب ((نورمبین)) می گوید: ((از فرزندان مرحوم آقا سیدمحمد حاج آقا رحمان شهرتی به فضل داشته است. در بروجرد در حوزه‌های درسی حاج سیدشفیع و حاج آقا اسداله منسلک بود. با ادبیات سر وکار داشته است و از فضل بی‌بهره نبود. کتاب‌هایی از آن مرحوم در اختیار اینجانب است که در حواشی آن به خط خود، یادداشت‌هایی کرده. انتخاب کتاب‌ها و حواشی آن مرحوم حکایت از فضل و تبحروی می‌نماید. (پس به معرفی نسخه‌ای نفیس از کتاب ((الفین)) تالیف علامه حلی می‌پردازد که این نسخه در کتابخانه سیدعبدالرحمن بوده است). کتابهای دیگری از جنس هئیت، شعر و ادب تا به جزوات تفسیر و جز از کتابخانه مرحوم حاج آقا رحمان نیز در اختیار این جانب است که از بهترین آنها ((نخبه‌البیان)) مرحوم نراقی را می‌توان نام برد. در همان کتاب می‌نویسد ((جهت اطمینان از اساتید معاصر این سلسله، کاوش نمودم. در جواب اجتهاد حضرتش را مسلم دانستند و عنوان کردند: غیر از بروجرد در نجف اشرف نیز اشتغال تحصیلی تا رسیدن به درجه اجتهاد داشته است و پس از نیل به درجه اجتهاد و بازگشت به کرهرود، حوزه درس فقه واصول و خارجش بر قرار بوده است.))

فرزندان مذکور حاج آقا رحمان عبارتند از:

1-علی

2-احمد

3-عنایت‌اله

4-هیبت اله که از عالمان بوده است ((حاج آقا هیبت‌اله متوفی به سال (1337ه) امام جماعت مسجد محله قلعه دروازه در کرهرود و موافق نوشته مرحوم سید تقی مکی نژاد، داماد حاج آقا محسن بوده است)).

5- حاج آقا جعفر مجتهد متوفی (1377 ه) که وی نیزسه پسر به نام‌های محسن، حسین و تقی داشته است.

حجت‌الاسلام شیخ کمال‌الدین فراهانی کتابی به نام ((نورالایمان)) درتاریخ آیت‌اله حاج آقا رحمان تالیف و پاره‌ای از کرامات وی را نیز در آن ذکر نموده است.

در این کتاب نقل می‌کند که ((به حاج آقارحمان عرضه شد برخی غیبتتان را بر زبان جاری می‌کنند. ایشان فرمودند: من قبل از وضو همه کسانی را که به من بدی کرده‌اند، بحل می‌کنم (حلال می‌کنم) و از آنان می‌گذرم.))

وی در کرهرود فوت نموده و مقبره‌اش در محله قلعه کرهرود به نام مقبره آقا رحمان، محل اجابت دعا و روای حاجات است.

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی فقیه و پارسا بود. نه پدرش عباس‌ علی و نه هیچ‌کدام از افراد فامیل وی اهل علم نبودند. او در شهر اراک دیده به جهان گشود.

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی

شیخ رحمت‌الـه قاضی عراقی فقیه و پارسا بود. نه پدرش عباس‌ علی و نه هیچ‌کدام از افراد فامیل وی اهل علم نبودند. او در شهر اراک دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خویش را نیز در این شهر گذراند و پس از استفاده از محضر بزرگانی مانند سیدنورالدین عراقی و سیدمصطفی عراقی، فرزند آقامحسن اراکی،به اصفهان رفت و از اساتید آن شهر به خصوص مرحوم میرزا جهانگیرخان قشقایی فیلسوف و عارف بزرگ استفاده کرد و درس همین استاد سبب آشنایی وی با آیت‌الـه‌ العظمی بروجردی شد، او نیز از شاگردان مرحوم قشقایی بود. دوستی که تا پایان عمر مرحوم قاضی عراقی ادامه داشت. وی پس از اصفهان به عتبات عالیات مهاجرت کرد و از محضر اساتید بزرگ آن عصر، بخصوص آیت‌‌الـه شیخ محمدنقی شیرازی (میرزای دوم و رهبر استقلال کشور عراق) بهره جست، و پس از تکمیل مراتب علمی به زادگاه خویش بازگشت.

شیخ رحمت‌‌الـه در اراک از دوستان بسیار نزدیک آیت‌‌الـه شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود و از آن جایی‌که علاوه بر مقام علمی، زهد، تقوا، آشنایی با امور اجتماعی و قضاوت، از تیزبینی و زکاوت خاصی برخوردار بود. از این‌رو مرحوم حائری مسوولیت قضاوت و حل و فصل اختلافات مردم را به وی واگذار نمود. مرحوم آیت‌الـه‌العظمی اراکی در این خصوص فرموده‌اند: «مردم اراک برای حل و فصل اختلافات خویش به مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم مراجعه می‌کردند و آن مرحوم این امر را به آقای قاضی محول می‌کردند. ایشان نیز طوری عمل می‌کردند که مرحوم حاج شیخ حظ می‌کردند.» به خاطر تصدی همین امر بود که ایشان به قاضی مشهور شدند. به همین دلیل، نقش مهر ایشان نیز یا قاضی‌‌الحاجات بود.

همسر ایشان بانو (صاحب سلطان مروارید) از نوادگان مولی ‌مهدی و مولی ‌احمدنراقی بوده ‌است. ثمره این ازدواج پنج پسر و یک دختر بود. سه پسر که پشت سرهم به دنیا آمدند و فوت کردند، و هرسه پسر حسین نام داشتند و بعد از آن محمدرضا و آیت‌الـه حاج شیخ محمدتقی ستوده (ره) به دنیا آمدند.

از جمله نکات برجسته اخلاقی معنوی ایشان:

1- ارادت به اهل ‌بیت (ع)، به طوری که وقتی در مدح مرحوم قاضی شعری سروده بود، او را «این حسین الهی‌است» توصیف کرده ‌بودند.

2- تعصب در دین، که همین تعصب و نیز بینش عالی ایشان، وی را گوینده کلامی نغز و ماندگار کرد. نقل شده‌ وقتی در زمان رضاخان جریان کشف حجاب و ممنوعیت از استفاده لباس روحانیت (به جز برای عده‌‌ای خاص و بسط مجوز دولتی) پیش آمد، ایشان در خصوص ممنوعیت لباس روحانیت بسیار ناراحت بودند، به ایشان گفته بودند: چرا شما از پوشیدن لباس روحانیت که امر مستحبی است بیشتر از حجاب، که امر واجبی است ناراحتید؟ گفته بود: اگر عمامه بماند، حجاب را برمی‌گردانند.

3- حریت و آزادمنشی

4- نفوذ کلام و اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر

5- دوستی با مرحوم آیت‌الـه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به حدی که مرحوم حائری گاهی به ایشان خطاب می‌کردند: «آقای قاضی، جانم به قربانت!» و ایشان از دوستان سفر و مرحوم حائری بوده‌‌اند.

6- شوخ‌‌طبعی و گشاده‌‌رویی

7- حق‌‌پذیری

8- سخاوتمندی

9- دقت و احتیاط در پرداخت وجوه شرع

که هرکدام سرفصل خاطرات و پندها و آثار تربیتی بسیاری بوده‌است. ایشان در حوزه علمیه اراک هم تدریس می‌نموده‌اند. سرانجام در سال 1358 ه. ق مطابق با 1318ه. ش در اراک دیده از جهان فروبست و در صحن مقبره استادش، سیدنورالدین عراقی و در کنار همسرش (وفات:1313ه. ش) به خاک سپرده شد.

شيخ محمود فرزند شيخ جعفر اراکی معروف به شيخ محمود عراقی یکی از علمای بزرگ اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم هجری است. عراقی فقيهی اصولی و مجتهدی محدث و عالم به علم رجال بود.

شيخ محمود عراقی

شيخ محمود عراقی

شيخ محمود فرزند شيخ جعفر اراکی معروف به شيخ محمود عراقی یکی از علمای بزرگ اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم هجری است. عراقی فقيهی اصولی و مجتهدی محدث و عالم به علم رجال بود.

مرحوم عراقی از ابتدای جوانی مقدمات علوم دينش را به پايان برد و به دنبال کسب علوم اسلامی هجرتهای علمی نمود. در اواسط قرن سيزدهم در اصفهان و بروجرد از حضور حاج سيد اسداله شفتی اصفهانی و حاج سيد محمد شفيع چاپلقی مدتها برخوردار بود، سپس مسافرتی به اراک و تهران و آذربايجان و خراسان نمود و از هر جا توشه‌هائی اندوخت. عراقی سرانجام گمشدۀ خود را در عراق پيدا نمود و سالها از محضر شيخ انصاری به خوبی برخوردار گشت تا به مقام اجتهاد و استادی نائل گشت، و خود سالها به کرسی تدريس و تحقيق نشست.

تأليفات او دلالت بر احاطه علمی و دانشهای فراوان او دارد. مجلدات قوامع او در علم اصول است و مجلدات لوامع در علم فقه و خزائن او در شرح قواعد معروف است. وی همچنين کتاب دارالسلام را در احوال امام ثانی عشر عليهم‌السلام و کتاب مشکوة را در مراثی اهل عصمت به رشته تحرير برد و سرانجام در اوايل قرن چهاردهم در نجف اشرف وفات نمود.

آقای حاج آقایحیی در 12ذی‌الحجه 1323 ه. ق در اراک به دنیا آمد و هم زمان با ورود مرحوم آیت‌الـه حایری به اراک به تحصیل علوم دینی پرداخته است

حاج شیخ یحیی ابوطالبی اراکی

حاج شیخ یحیی ابوطالبی اراکی

از عالمان و دانشمندان اصحاب و از مبرزان فقها و معاصران مرحوم آیت‌الـه حجت کوه‌کمری دارای مقام و عمل و قدس و ورع می‌باشد. معظم‌له فرزند عالم بزرگوار شیخ محمدصالح‌ بن‌العلامه حاج ملا ابوطالب‌بن عالم جلیل حاج ملاغفور است که (ملاغفور) از تلامذه مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آقا سیدحسین کوه‌کمری و مرحوم آیت‌الـه مجدد شیرازی بوده و حواشی مختصری هم بر رسایل و مکاسب استاد نوشته و تألیفات مستقله داشته که آیت‌الـه مرعشی نجفی در پشت یکی از آنها حالات او را یادآور شده است. از او یادگار مانده و آن جناب در 1329 ه. ق در شهر اراک به رحمت ایزدی پیوسته است.

فرزند ایشان مرحوم ملا محمدصالح از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی و حاج میرزا حسین خلیلی و پس از فوت آنها نزد پدر خود و مرحوم آیت‌آلـه حیری تلمذ نموده و در 35سالگی در سال 1327 ه. ق بدرود حیات گفته است.

آقای حاج آقایحیی در 12ذی‌الحجه 1323 ه. ق در اراک به دنیا آمد و هم زمان با ورود مرحوم آیت‌الـه حایری به اراک به تحصیل علوم دینی پرداخته است، تا در سال 1340ه. ق که مرحوم آیت‌الـه حایری به قم آمدند به واسطه وجود موانع هفت سال در اراک توقف و در سال 1347 هجری قمری به قم رفته و مدت دو سال از محضر آن جناب استفاده و در ضمن به تکمیل سطوح پرداخته تا در سال 1349 که به واسطه کسالت به اراک بازگشت و هفت سال دیگر توقف و در سال (1355ه. ق) مجدد به قم رفته و از محضر آیت‌الـه حایری و اساتید دیگر بهره‌مند شد ولی پس از چند ماه با فوت استاد مواجه شده و از آن پس به محضر مرحوم آیت‌الـه حجت کوه‌کمری بار یافته و تا پایان عمر ایشان همراه و ملازم ایشان بودند.

وی پس از فوت مرحوم آیت‌الـه حجت به نجف اشرف مهاجرت نمود و قریب به بیست سال از محضر اساتید بزرگ نجف چون آیات عظام: سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم و سید ابوالقاسم خویی استفاده کرد و در این حوادث اخیر به ایران بازگشت و در اراک ساکن گردیده است.

ایشان تألیفاتی در فقه و اصول و غیره از تقریرات درس اساتید خود به خصوص آیت‌الـه حجت دارد.

حضرت آیت‌الله العظمی شیخ صفرعلی عراقی رضوان‏‌الله‏ تعالى‏ علیه در روستای فیجان (از توابع استان مرکزی) در سال ۱۳۰۳ﻫ.ق چشم به جهان گشود و در آنجا پرورش یافت.

مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی شیخ صفر‏علی عراقی (مرحوم جد امی(

مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی شیخ صفر‏علی عراقی (مرحوم جد امی)
آشنایی مختصر:
حضرت آیت‌الله العظمی شیخ صفرعلی عراقی رضوان‏‌الله‏ تعالى‏ علیه در روستای فیجان (از توابع استان مرکزی) در سال ۱۳۰۳ﻫ.ق چشم به جهان گشود و در آنجا پرورش یافت. مادر ایشان علویّه، سیّده آمنه خاتون و پدرشان آقا محمّد‏تقی‏ عراقی، دهقان بود.
تحصیلات:
آموزش قرآن کریم و دروس مکتب‌خانه را در روستای خود آغاز کرد و سپس به سلطان‌آباد (شهرستان اراک فعلی) رفت و در مدرسه علمیه سپهدار، شروع به تحصیل دروس حوزوی نمود و دروس سطح را همان‏ جا به اتمام رساند. در این مقطع زمانی، از هم‏دوره‏‌ای‌های ایشان، حضرت آیت‌اللّه العظمى حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی (رحمه‌الله علیه) بود. پس از آن، در سال ۱۳۲۷ﻫ. ق برای ادامه تحصیل، رهسپار نجف اشرف شد.
استادان:
علامه آقا‏بزرگ تهرانی در نقباء البشر می‌نویسد: شیخ صفرعلی عراقی حوزه درس آخوند خراسانی را درک کرده، و نزد اساتید سترگی همچون: میرزای نائینی، آقاضیاء‌عراقی و سیّدابوالحسن اصفهانی (رحمه‌الله علیهم اجمعین) نیز برای سالیانی تلمّذ کرده و درس‌های ایشان را نوشته است. علاوه بر آن، از درس مرحوم سیّد محمد‏کاظم طباطبائی یزدی رحمه‌الله علیه (صاحب‏ العروة الوثقی) نیز بهره برده است.
آثار علمی:
از معظم‌له آثار گرانبهایی به جا مانده که برخی آنها در اثنای مسافرت به مشهد مقدس از بین رفته و برخی در نجف اشرف مانده است.
معظم‌له دوره کامل فقه و اصول را به تحریر درآورده و تقریرات درس اساتید خود را در فقه و اصول تقریر کرده است. آنچه از مؤلفات و آثار ایشان به جا مانده و در دست است عبارت است از:
۱. رساله مستقلی در بحث عدالت.
۲. تعلیقه بر مکاسب محرّمه شیخ انصاری (که اخیرا با تحقیق خوبی به چاپ رسید).
۳. تعلیقه بر بیع مکاسب.
۴. تعلیقه بر خیارات مکاسب.
۵. مباحث الفاظ اصول (تا مقدمه واجب).
۶. مشکاة الفقیه (تعلیقه بر شرائع الاسلام).
ویژگی‌های اخلاقی:
مرحوم آیت‌الله العظمی صفرعلی عراقی رضوان‏‌الله‏ تعالى‏ علیه افزون بر مراتب عالی علمی از مراتب عالیه تجرد و تهذیب نفس برخوردار بوده است. تواضع، زهد، دوری از زخارف دنیا، تقوى، ترس از خدا، عبادت، خشوع و رقت قلب، تلاش، پشتکار، پاکی و صداقت از اوصاف بارز این مرد خدا بوده است.
گریه‌های بسیار او از خشیت خدا و نمازهای شب طولانی او تا آنجا که در ماه مبارک رمضان، دعای ابوحمزه‌ثمالی را در نماز وتر می‌خوانده است و تلاوت قرآن نیمه شب او از خاطرات به یاد ماندنی اوست که در ذهن آشنایان و نزدیکان او نقش بسته است. نقل شده است که در ماه مبارک رمضان چهل ختم می‌کرده است.
معظم‌له در شیفتگی و عشق به رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و اهل‌بیت (علیهم السلام) شیدایی خاصی داشته، تا آنجا که گاه اتفاق می‌افتاده که در مجالس مصیبت آنان از شدت تأثر از هوش می‌رفته است. نقل است که ایشان گاهی در هنگام تشرّف به زیارت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حین اذن دخول با رسیدن به این فراز که “أشهد أنّک أوّل مظلوم قد غُصب حقّه” از هوش می‌رفته است. در عصر خود در قناعت و ساده‌زیستی کم‌نظیر بوده است تا آنجا که گاه یک ماه رمضان را با نان خشک و آب سپری کرده است.
وفات و آرامگاه:
حضرت آیت‌الله العظمی شیخ صفرعلی عراقی رضوان‌الله علیه در ۱۲ ذی‌القعده سال ۱۳۷۹ﻫ.ق در سن ۷۶ سالگی دارفانی را وداع گفته و پس از تشییع باشکوه پیکر پاک او در صحن مطهّر حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نزدیک مقبره مرحوم آقا سیّد محمدکاظم یزدی (رحمه‌الله علیه) به خاک سپرده شده است.

آیت‌اله حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای (متولد 1277 در دهکده فرنق، متوفی 1363 در تهران) نویسنده، محقق و فیلسوف الهی معاصر بود که بیشتر به سبب تلاش در جهت اتحاد مذاهب اسلامی شناخته می شود. دارای تحصیلات حوزه علمیه اراک است.

آیت‌اله حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای

آیت‌اله حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای
آیت‌اله حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای (متولد 1277 در دهکده فرنق، متوفی 1363 در تهران) نویسنده، محقق و فیلسوف الهی معاصر بود که بیشتر به سبب تلاش در جهت اتحاد مذاهب اسلامی شناخته می شود. دارای تحصیلات حوزه علمیه اراک است.
میرزا خلیل تحصیلات خود را در حوزه‌های علمیه اراک نزد عبدالکریم حائری یزدی آغاز نمود و در میان سالی به آموزش دروس مختلف اسلامی و فلسفی در قم و سپس در تهران مشغول گشت. معروفترین کتب وی «افق وحی»، «شرح نهج البلاغه (آسمان و جهان)»، «قبله اسلام»، «هفت جلد کتاب عنصر شجاعت یا هفتاد و دو تن و یک تن» و «بیت‌المقدس و تحول قبله» است. پاسخ‌های وی به دوازده سوال فلسفی واتیکان به نظم درآمد و به صورت کتابی جداگانه منتشر شد. کمره‌ای به‌ نمایندگی از طرف سیدحسین بروجردی به قاهره عزیمت و از شیخ محمود شلتوت مفتی اعظم و رییس دانشگاه الازهر مصر به خاطر فتوای تاریخی‌اش مبنی بر جواز پیروی از مذهب شیعه دوازده امامی تشکر نمود. وی بیش از سه دهه امام جماعت مسجد فخرالدوله در تهران را به عهده داشت و به مدت پنج سال در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران‌ در مقطع دکتری به تدریس احادیث وحی مشغول بود.
آیت‌اله حاج میرزا خلیل کَمَره‌ای سرانجام در سال 1363 در شهر تهران به دیار حق شتافت.

پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، معروف به میرزا بزرگ از سادات حسینی و از مردم هزاوه فراهان، از توابع اراک بود. مشهور به میرزا بزرگ قائم مقام اول. در ابتدا منشی حاج ابراهیم خان اعتمادالدولۀ شیرازی صدراعظم بود.

سیدالوزراء میرزا عیسی

سیدالوزراء میرزا عیسی
پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، معروف به میرزا بزرگ از سادات حسینی و از مردم هزاوه فراهان، از توابع اراک بود. مشهور به میرزا بزرگ قائم مقام اول. در ابتدا منشی حاج ابراهیم خان اعتمادالدولۀ شیرازی صدراعظم بود. سپس در 1213 ق به سمت وزارت عباس میرزا نایب‌السلطنه و پیش‌کاری آذربایجان تعیین شد و به تبریز رفت. وي از سلسله سادات محترم فراهان است. در عصر کريم‌خان، جد او ميرزاحسن در شيراز به خدمت استيفا مشغول بود و در آخر عمر، ميرزا حسن و برادرش ميرزا حسين (متخلص به وفا) در عتبات مجاور شدند و پسر ميرزا حسن با دختر ميرزا حسين ازدواج کرد که از آن پيوند، ميرزا عيسي در همانجا متولد شد. او بعدها به ايران آمد و به خدمت فتحعلي شاه مشغول شد. ميرزا عيسي در شمار رجال صالح سياسي در اوايل عهد قاجار بود که کارداني و تدبيرش موجب شد پس از ولايتعهدي عباس ميرزا و حکمراني آذربايجان به وزارت خاصه نايل آيد. وي چون در تبريز قائم مقام ميرزا شفيع ، وزيراعظم بود ، قائم مقام خوانده شده است . ميرزا عيسي در اصلاح امور بسيار مي‌کوشيد و مورخان ، او را در اقدامات اصلاحي عباس ميرزا موثر دانسته‌اند. سال 1224 او درخواست کرد وزارت نايب‌السلطنه به پسرش ميرزاحسن و پس از او به پسر ديگرش ميرزا ابوالقاسم فراهاني (قائم مقام ثاني) واگذار شود که با اين خواسته ، موافقت شد از جمله کارهای او و عباس میرزا فرستادن محصل و هنرآموز به انگلستان برای آموختن بعضی علوم و صنایع جدید بود. از آثار وی: “رسالۀ جهادیه” به نامهای “احکام الجهاد و اسباب الرشاد” و “الجهادیه” که به ترتیب “الجهادیهٔالکبری” و “الجهادیهٔالصغری” است ، و او آنها را از روی رساله‌های جهادیۀ متعددی که علماءِ زمان می‌نوشتند تحریر و تنظیم کرده و فرزند او میرزا ابوالقاسم قائم مقام بر آنها دیباچه‌ای نگاشته است؛ “دیوان” شعر؛ “اثبات النبوهٔالخاصهٔ” ، به زبان فارسی. او رساله‌هاي جهاديه را در بحبوحه جنگهاي ايران و روس گرد آورد تا سپاهيان ايران انگيزه لازم براي نبرد را کسب کنند ، لیکن افسوس که با خيانتهاي پاره‌اي از درباريان همچون ميرزا شفيع صدراعظم اين تدابير موثر نيفتاد و بخش قابل توجهي از ايران از اين سرزمين جدا شد.
مقبره میرزا عیسی
مقبره میرزا عیسی معروف به میرزا بزرگ قائم‌مقام پدر میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، در محاذات جنوبی بقعه ‌ثقةالاسلام قرار گرفته و مرکب از دو قسمت است. قسمت فوقانی آن مخصوص سرایدار و محافظ و بیتوته دراویش است و قسمت تحتانی آن عبارت از یک دهلیز و یک زیرزمین است که قائم‌مقام و عیالش در زیرزمین و یکی از سردارانش به نام آقا حسین در دهلیز آن به خاک سپرده‌اند. روی هر سه قبر کتیبه مرمرینی نهاده شده که از لحاظ خط و حجاری از شاهکارهای هنری قرن سیزدهم به شمار می‌روند.
نوشته سنگ روی قبر قائم‌مقام چنین است:
« هو. کل من علیها فان» مزار کثیر الانوار سید پاک‌زاد خجسته‌ذات سایا جلیل سید کاینات علیه افضل التحیاتٌ، مًوید الملک والدین، ناصح الملوک و السلاطین، محمد عیسی بن حسن الحسینی الفراهانی است که تا بود اسماً و رسماً به بزرگی مشهور و ذاتاً و صفاتاً به نکوئی مشهور بود. و من بدو امره الی ختم عمره در ملک ایران به سعادت و نیکنامی و وزارت و قائم‌مقامی زیسته، مرجع امرا و ملجاء فقرا بود و جهدها در کار جهاد مشرکین و حفظ ثغور مسلمین کرد و ابتدا خود موسس نظام جدید در ملک اسلام گردید و در مساًلهٔ جهاد و نبوت خاص از روی صدق و علم و اخلاص رسالات واضحة الدلالات نگاشت و به یادگار گذاشت و در سال هزار و دویست و سی و هفت بهشت خلد خرامید، تغمده الله بغفرانه و اسکنه بحبوحة جنانه و حشره مع اجداده الطاهرین سلام الله علیهم اجمعین الی یوم الدین. حررٌه و نقره محمد علی الحسینی القزوینی غفرالله ذنوبه
درگذشت ميرزا عيسي قائم‌مقام فراهاني
ميرزا عيسي قائم مقام فراهاني پدر ميرزا ابوالقاسم قائم‌مقام مشهور به ميرزا بزرگ، در 25 ذيقعده1237 قمري به علت ابتلا به بيماري وبا از دنيا رفت و در بقعه شاه حمزه در تبريز به خاک سپرده شد.

علامه ذوالفنون در سال 1249 هجري شمسي برابر با سال 1287 هجري قمري مطابق با سال 1871 ميلادي در يكي از توابع اراك كه در حال حاضر دهستان معصوميه ناميده مي‌شود قدم به عرصه‌ي وجود گذاشت.

علامه ميرزا حبيب‌الله ذوالفنون اراکي (ره)

علامه ميرزا حبيب‌الله ذوالفنون اراکي (ره)
علامه ذوالفنون در سال 1249 هجري شمسي برابر با سال 1287 هجري قمري مطابق با سال 1871 ميلادي در يكي از توابع اراك كه در حال حاضر دهستان معصوميه ناميده مي‌شود قدم به عرصه‌ي وجود گذاشت. پدرش مرحوم محمد جعفر، يكي از كاركنان دستگاه حکومت فيروز ميرزا فرمانفرما بود كه در سال 1260 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت و فرزند عزيز خود را در اين جهان پر نشيب و فراز تنها گذاشت. نوجوان 11 ساله، غم بي‌پدري را با استعانت از خداوند متعال، عقل سليم و روحيه‌ي قوي خود تحمل نمود. او با عشق و علاقه‌ي فراوان به تحصيل روي آورد، چون پشتكار و انگيزه‌ وافري در فراگيري علوم داشت فقط به علم‌آموزي از معلمان اکتفا نکرد و خود نيز با سعي و کوشش بسيار، پله‌هاي كسب دانش و درك علوم را يك به يك طي كرد تا اينكه اين نهنگ اقيانوس علم و دانش، رودها و بحرهاي محيط خود را كوچك ديد و در نتيجه به سال 1303 هجري قمري برابر با 1265 هجري شمسي پاي پياده، با سري پرشور و دلي‌عاشق، براي ادامه تحصيل به شهر مقدس نجف اشرف كه يكي از مراكز بزرگ علمي آن دوره بود مهاجرت كرد و طي 10 سال سكونت در اين شهر، محضر اكثر علما و فضلاي آن دوره را درك نمود و در نهايت با دلي که باز هم از کسب معلومات و درک دانش سيراب نشده و هنوز عطشان از علم بود در سال 1313 هجري قمري برابر با 1274 هجري شمسي نجف اشرف را ترك نمود و با كوله‌باري از علم و دانش به شهر بوشهر هجرت نمود.
شهر بوشهر در آن سال‌‌ها به دليل وجود كمپاني‌هاي بزرگ خارجي و رفت و آمد اروپائي‌ها، يكي از شهرهايي بود كه در آن موقع نسبت به بقيه شهرها از تكنولوژي و علوم جديد بيشتر بهره‌مند بود. استاد علامه پس از چهار سال اقامت در بوشهر با علوم روز و كشفيات جديد نيز آشنا گرديد (براي اطلاع بيشتر به کتاب بوشهر شهر آفتاب ودريا تأليف دکتر سيد احمد کازروني که توسط انتشارات ليان در سال 1384 هجري شمسي منتشر شده مراجعه شود) و نهايتاً اين يگانه‌ي دهر و علامه‌ي عصر در سال 1317 هجري قمري برابر با 1278 هجري شمسي از طريق شيراز و اصفهان به تهران عزيمت نمود.
پس از رسيدن به تهران، علامه‌ي معظم، باب آشنايي با محافل علمي و دانشمندان، علما و ادباي تهران را باز نمود و خوشبختانه دانشمندان و علماي مذكور نيز از همان برخوردهاي اوليه به معلومات و دايره اطلاعات و علم و دانش علامه‌ي بزرگوار پي بردند و همچون پروانه دور شمع وجودش حلقه زده و از خرمن علم دانشمند جوان خوشه‌چيني نمودند. در اين زمان چون شاگردان علوم مختلف به استاد علامه رجوع مي‌كردند و علامه‌ي معظم نيز مانند درياي مواج در تمامي پهنه‌هاي علم و دانش به شاگردان فيض مي‌رساند، لذا بالحق و الانصاف وي به لقب ذوالفنون مشهور و معروف گرديد.
علامه معظم پس از اينکه فعاليت هاي علمي خودرا سروسامان داد و پس از ثبات نسبي اين فعاليت ها، در سال 1320 هجري قمري ازدواج نمود كه حاصل اين ازدواج دو پسر و دو دختر بود، يكي از پسران وي در ادارات اوقاف بروجرد، قم و تهران مشغول به كار بود و پسر دوم نيز به عنوان افسر نيروي هوايي ارتش انجام وظيفه مي‌كرد‌‌ و ‌‌همچنين‌خانواده پدري‌ اين اديب دانشمند در اراك (روستاي‌عمرو‌آباد) زندگي مي‌كردند و برادرش به نام اسد‌الله‌خان در همين روستا به ديدار حق شتافت.
در اينجا شايد لازم باشد از اساتيد ايشان نيز ذكری شود هر چند كه اين اختر‌شناس و ‌رياضي‌دان بزرگ در بعضي از دروس استادي نداشته‌ و اين دروس را فقط با‌ هوش‌ و استعداد ذاتی خود ياد گرفته است ولي از نظر اخلاقي صحيح نيست از اساتيد وي در ديگر رشته‌هاي علم يادی نشود، علامه معظم پس از مسافرت به شهر نجف به صورت رسمي تحصيل‌خود را‌ شروع كرد و از محضر اساتيد بزرگي نظيرميرزا حبيب‌ الله‌ رشتي (متوفي 1312 قمري)، حاج ميرزا فاضل شربيانی (متوفي 1322 قمري)، حاج ميرزا حسين خليلي (متوفي 1326 قمري)، سيد مرتضي‌ كشميري (متوفي 1350 قمري) استفاده برد و همچنين مجلس درس بزرگاني مانند ‌: ميرزا جهانگيرخان قشقائي (متوفي 1336 قمري) و آخوند ملافتحعلي ‌سلطان‌آبادي (متوفي 1318 قمري) را نيز درك نمود ضمناً از طرف حضرات آيات عظام حاج شيخ عبدالكريم ‌حائري يزدی (حضرت ‌آيت الله ‌مؤسس) و آقا سيد ابوالحسن ‌اصفهاني ‌‌(‌از ‌مراجع ‌بزرگ‌ تقليد) نيز به درجه اجتهاد در علوم ديني نائل‌آمده بود.
علامه دانشمند و مجتهد اخترشناس در حكمت و فلسفه ‌الهي ، فقه ، اصول‌ ، تفسير ، رياضيات (جبر و هندسه) و نجوم (اختر شناسی ‌و ‌اسطرلاب) و خصوصاً استخراج تقويم تخصص و تبحر فراوان داشت و جهت تفنن به دو زبان عربي و فارسي نيز اشعار و ابياتي سروده است و همچنين از اين استاد دانشمند اثري در زمينه تفسير قرآن به فارسي منتشر شده ، مكاشفات و محاسبات وي در زمينه نجوم و اخترشناسي با عنوان محاسبه زاويه فاصله انحطاط آفتاب در طلوع فجر (كه بنياد محاسبه طلوع و غروب آفتاب و اوقات‌ شرعي روزانه است) با سطح افق در سالنامه پارس سال 1310 هجري شمسي انتشار يافت و بدين صورت اختلاف ارصاد ابوريحان بيروني (وي اين زاويه را 17 درجه محاسبه مي‌كرد ‌) و ديگر اخترشناسان و دانشمندان علم نجوم (اين زاويه را 18 درجه محاسبه مي‌كردند) كاملاً واضح گرديد و اين اختلاف نزد علماي فن مرتفع گرديد. از ديگر مكاشفات وي در زمينه رياضيات بنا به مندرجات سالنامه پارس سال 1317 هجري شمسي ، مسئله تناسبات مكعبات بوده كه اين دانشمند و رياضيدان بر جسته پس از حل اين مسائل مورد تقدير و تشكر رياضيدانان غرب و شرق واقع گرديد.
استاد علامه ميرزا حبيب‌الله ‌ذوالفنون ‌اراكي در طي زندگاني خود همواره غرق در مطالعه و تكميل معلومات خود بود و ضمن تدريس از تحصيل علم نيز لحظه‌اي غافل نبود و با اينكه سالياني را در فقر و تنگدستي به سر برده بود ولي هيچ توجهي به مال‌ و ثروت‌ ديگران نداشت ، در صورتي كه براي علم و دانش و دانشمندان ارزش فوق العاده‌اي قائل بود. از ديگر برجستگي هاي وي هوش ‌و ‌ذكاوت و حضورالذهن بودن اين نابغه دوران مي‌باشد که تا آخر عمر اين برجستگي و صفت مثبت را حفظ كرده بود به طوري كه در کتب گوناگون نقل شده و گفته اند ، اين استاد علامه در محاسبات رياضي بدون مراجعه به كتب مربوطه مقدار عددي قوس مقاطع مختلفه را تا چندين رقم اعشار عنوان مي‌كرد و در ارجاع به كتاب هاي مورد نياز، صفحه و سطر مطالب مورد نظر را مطرح مي‌كرد كه دوستان و شاگردان وي پس از مراجعه در منابع، به صحت ارجاع ايشان يقين پيدا مي‌كردند.
دانشمند مكرم و ذوالفنون ‌عصر علاقه شديدي به مطالعه و کسب علم داشت لذا كتابخانه‌اي كه داراي كتب مورد استفاده در زمينه‌هاي گوناگون علمي باشد براي خود تهيه كرده بود، علامه نابغه همانطور كه قبلاً ذكر شد علاوه بر هوش ‌و حافظه سرشار، در كسب معلومات از اساتيد نيز دقيق بود و به همين علت در اكثر علوم روز به درجه استادي رسيده و در اين علوم صاحب نظر بود و به همين دليل به لقب ذوالفنون معروف ‌و مشهور شده است که ‌با توجه به اين لقب و صفات و مطالب فوق الذكر طالبان علوم گوناگون جهت استفاده از اين درياي مواج به محضرش مي‌شتافتند كه از تعداد بي شمار شاگردان وي مي‌توان به اسامي گوناگوني مانند : شيخ محمد سماوي، سيد محمد كيشوان، شيخ مهدي نوايه، شيخ اسماعيل تهراني، شيخ احمد گيلاني، شيخ ابوالحسن شعراني، ميرزا ابوالمجد محمد‌رضا‌ اصفها‌ني، سيد حسن فريد هزاوه‌اي، شيخ صدرا بادكوبه‌اي، مهندس عبدالرزاق بغايري اصفهاني، و ميرزا‌ اسدالله خانپور اشاره كرد (شخص اخيرالذكر افتخار دامادي علامه معظم را نيز داشت ‌و شيخ احمد گيلاني نيز كتابي به نام تذكره الحكما تأليف كرده كه شرح حال علامه مكرم به صورت مفصل در آن آمده است) با توجه به پسوند اسامي شاگردان، مشاهده مي‌گردد كه آوازه شهرت اين علامه بزرگ و نابغه دوران در تمامي شرق ‌و ‌غرب عالم دانش پيچيده است.
علامه ميرزا حبيب الله ذوالفنون اراكي با افرادي دانشمند و بزرگوار همچون شيخ آقا بزرگ‌تهراني، ميرزا غلامحسين ‌رهنماي شيرازي، استاد عبدالعظيم قريب گرکاني، ميرزا‌ عبدالحسين فاضل توني و استاد اقبال ‌آشتياني دوستي و مودت داشت ‌و همراه با ديگر اساتيد در مراكز علمي مانند دارالمعلمين مركزي، تدريس مثلثات را بر عهده داشت و در مدرسه ‌عالي سپهسالار علم نجوم ‌و ‌اخترشناسي را تدريس مي‌كرد ‌و در دانشسراي عالي ‌و دانشكده الهيات دانشگاه تهران نيز دانشجوياني را تربيت نمود كه بسياري از آنها بعداً ‌به جايگاه رفيعي از علم و دانش رسيدند.
استاد معظم و علامه‌ي مكرم در همه احوال ضمن تعليم و تعلم شاگردان از علم‌آموزي باز نماند تا اينكه در سحرگاه روز پنج‌شنبه، سوم دي‌ماه 1326 هجري شمسي برابر با يازدهم صفر 1367 هجري قمري مطابق با 25 دسامبر 1947 ميلادي دار‌فاني را وداع نمود ‌و روح بزرگش اين جهان خاكي را به خاكيان سپرد و به افلاك پرواز كرد. جسم و پيكر رنج كشيده در راه كشف مجهولات استاد بزرگوار را دوستان و شاگردانش در جوار امامزاده عبدالله شهر ري در مقبره خانوادگي نظام‌الدوله مافي به خاك تيره سپردند. روانش شاد!
به طور قطع مشخص است اين استاد بزرگوار در سحرگاه پنج شنبه سوم دي ماه سال 1326 هجري شمسي برابر با يازدهم صفر 1367 هجري قمري مطابق با 25 دسامبر 1947 ميلادي دار فاني را وداع نموده و از طرف ديگر نيز مشهور است كه عمر شريفش هشتاد سال قمري بوده، در نتيجه كاملاً واضح است كه سال تولد وي دقيقاً سال 1287هجري قمري برابر با 1249هجري شمسي است و لذا بقيه تواريخ اعلام شده نظير سال 1281 هجري قمري و يا سال 1278 هجري قمري غير دقيق و اشتباه مي‌باشد.

محمدباقر محمدى عراقى مشهور(به حاج آقا بزرگ) ابن مرحوم حجةالاسلام آقا محمد عراقى(متوطن و متوفى و مدفون در كنگاور) ابن المحروم آیت‏اللَّه الملك العلام آخوند ملا محمدباقر كرهرودى اراكى كه از تلامذه مرحوم شیخنا الانصارى قدس ره و در كتابهاى شخصیت شیخ انصارى و اعیان‏الشیعه والذریعه و نقباء البشر شرح حال و تصنیفات آن مرحوم اشاره شده است.

آیت الله العظمی محمدباقر محمدی عراقی

آیت الله العظمی محمدباقر محمدی عراقی
محمدباقر محمدى عراقى مشهور(به حاج آقا بزرگ) ابن مرحوم حجةالاسلام آقا محمد عراقى(متوطن و متوفى و مدفون در كنگاور) ابن المحروم آیت‏اللَّه الملك العلام آخوند ملا محمدباقر كرهرودى اراكى كه از تلامذه مرحوم شیخنا الانصارى قدس ره و در كتابهاى شخصیت شیخ انصارى و اعیان‏الشیعه والذریعه و نقباء البشر شرح حال و تصنیفات آن مرحوم اشاره شده است. ایشان در ماه رجب 1317 قمرى در قریه كرهرود اراك بدنیا آمده و در سال 1336 قمرى در خدمت مرحوم پدرش به كنگاور(مدفن مرحوم جدش) آمده به تحصیل علوم دینیه از مقدمات و سطوح متوسط فقه و اصول و تفسیر قرآن مجید و غیره پرداخته و علوم مذكوره را از مرحوم والدش فراگرفته. و در سال 1358 قمرى كه مرحوم والدش در آنجا وفات نموده با داشتن اجازات از مجتهدین و مراجع تقلید قدس اللَّه اسرار هم و كثر اللَّه امثالهم تصدى امور شرعى آن سامان گردیده و تا پایان عمر در آن منطقه به خدمات دینى از اقامه جماعت و ترویج احكام و تفسیر قرآن و وظائف دیگر روحى پرداختند. تا این‌كه در سال 1367 به دیار باقی شتافتند و در كنار مزار جدش مشهور به قبر آقا مدفون شدند. از باقیات الصالحات آن‌ جناب فرزند فاضل و برومند ایشانست جناب مستطاب حجةالاسلام و فخر الاماثل والاقران آقاى حاج آقا بهاءالدین محمدى كنگاورى كه سال‌هاى متمادى مقیم حوزه علمیه قم بوده و از محضر آیات عظام و مدرسین كرام بالاخص مرحوم آیت‏اللَّه العظمى بروجردى و آیت‏اللَّه العظمى موسوى مدظله استفاده فقه و اصول نموده كه بنابر دعوت عده‏اى از اهالى كرمانشاه رحل اقامت به آن سامان افكنده و به اقامه جماعت و تبلیغ دین و خدمات روحى اشتغال یافتند.
در خصوص زندگینامه و خصال حاج آقا بزرگ كتاب امیر شهر توسط حجه الاسلام اكبر نژاد نگارش یافته كه هرچند خالی از اشتباه نیست ولی تقریباً حكایات جالبی از حاج آقا را نقل كرده‌اند.
چرا به ایشان حاج آقا بزرگ می‌گویند:
در قدیم رسم بر این بود كه نام فرزند تازه تولد یافته را همنام پدر بزرگش قرار می‌دادند و پس از رحلت پدر بزرگ و یا جد آن فرزند را به یاد وی آقا بزرگ می‌گفتند به عنوان مثال می‌توان به حاج آقا بزرگ تهرانی نیز اشاره كرد. چون نام پدر بزرگ حاج آقا، ‌محمد باقر بوده به یاد آن مرحوم ایشان را در خانواده آقا بزرگ می‌گفته‌اند.
حاج آقا بزرگ از زمان پیروزی انقلاب تا پایان عمر، امام جمعه و نماینده حضرت امام خمینی(ره) در كنگاور بودند.
از اين عالم برجسته و مجتهد مسلم آثاري به شرح ذيل به يادگار مانده است :
المواسعه و المضايقه-رساله في الاجتماع و النهي-رساله في علم الكلام=شرح منظومه الطباطبائي-الاصول في-مباحث الالفاظ-رساله في الاستصحاب و غير ذلك-شرح دره علامه بحرالعلوم-كشف الرموز في شرح ميمه ابن فارض-قسامه و احكامه-رساله عمليه به زبان فارسي

محمدمهدی فولادوند (۱۲۹۹- ۱۵ مرداد ۱۳۸۷) استاد دانشگاه و از مترجمان قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفهٔ سجادیه به زبان فارسی است. 

محمدمهدی فولادوند

محمدمهدی فولادوند (۱۲۹۹- ۱۵ مرداد ۱۳۸۷) استاد دانشگاه و از مترجمان قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفهٔ سجادیه به زبان فارسی است.

زندگی:
محمدمهدی فولادوند فرزند محمدحسن بختیاری، در سال ۱۲۹۹ در شهرستان اراک متولد شد. در شهریور ۱۳۲۹ عازم پاریس شد و مدت چهارده سال در آنجا تحصیل کرد.
فولادوند در این مدت در دانشگاه سوربن به تحصیل در رشتهٔ ادبیات، هنر، فلسفه و زبان‌شناسی عرب پرداخت. رسالهٔ دکتری وی پیرامون (عمر خیام) بود که بعدها به چاپ رسانید.
وی در آبان ۱۹۶۴ میلادی به تهران بازگشت و در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، از جمله دانشکدهٔ الهیات دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق دروسی چون فلسفه، زیباشناسی، زبان فرانسه، تاریخ مذاهب و فرهنگ ایران را تدریس کرد. فولادوند نزدیک ۳۰ جلد کتاب به فارسی و فرانسه منتشر کرده‌ است. وی در روز ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ درگذشت.
شهرت فولادوند بیشتر به ‌سبب ترجمهٔ او از قرآن بود. وی در سال ۱۳۴۵ جزوه‌ای به نام (گل‌هایی از قرآن) را در تهران منتشر کرد، در حالی که به‌ جز ترجمهٔ مهدی الهی‌قمشه‌ای و ابوالقاسم پاینده ترجمه فارسی دیگری از قرآن در دسترس نبود. این جزوه مورد اقبال قرا گرفت و این استقبال تا آنجا بود که محمدعلی جمال‌زاده، نامه‌ای در تجلیل مترجم نوشت و از وی خواست تا این کار را تا پایان قرآن ادامه دهد.
فولادوند به دو زبان فارسی و فرانسه شعر می‌گفت. دیوان اشعار فارسی وی به ۲۰ هزار بیت و اشعار فرانسهٔ او به ۷۰۰ صفحه بالغ می‌شود. تخلص او در اشعار فارسی‌اش (مهدا) بود.
آثار فولادوند:
از وی آثار تألیفی و به‌ ویژه ترجمه‌ای فراوانی باقی مانده‌است.
ترجمه‌ها:
برخى از ترجمه‌هاى فولادوند عبارت‌اند از: قرآن، نهج‌البلاغه، اقتصادنای محمدباقر صدر و المنقذ من الضلال (رهایی از گمراهی) غزالی به زبان فارسى. وی همچنین مترجم دعای کمیل به فرانسه است.
از دیگر ترجمه‌های او می‌توان به مادام بواری اثر گوستاو فلوبر اشاره کرد.
تألیفات:
خیام‌شناسی، قرآن‌شناسی، نخستین درس از زیباشناسی
معرفی ترجمه:
ترجمه قرآن به زبان فارسی توسط فولادند در سال ۱۳۷۳ توسط دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامی با ویرایش محمد رضا انصاری و سید مهدی برهانی منتشر شده ‌است.
بهاءالدین خرمشاهی در توصیف ترجمهٔ فولادوند می‌نویسد: (بدون اغراق ترجمه فولادوند از بهترین ترجمه‌های موجود به زبان فارسی است). ترجمه فولادوند ترجمه‌ای است به فارسی امروزی و بدون گرایش‌های خاص افراطی است یعنی نه فارسی‌گرایی مفرط دارد نه عربی‌گرایی مفرط. علاوه بر این یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر ترجمه حاضر، ارائهٔ یک ترجمه آهنگین در سوره‌های مکی انتهای قرآن است.
ویژگی‌های ترجمه:
نوع ترجمه: روش ترجمه آمیخته‌ای از دو روش ترجمه محتوایی و ترجمه تحت‌اللفظی است یعنی ارائه یک نثر روشن و شیوا و در عین حال مطابق با متن آیات.
نثر ترجمه: اسلوب و زبان ترجمه به فارسی امروز، ساده و در عین حال شیواست.
مطابقت با متن: این ترجمه از مطابقت بی نظیر با اصل کلام الاهی برخوردار است. ناقدان ترجمه‌های قرآن مهمترین ویژگی ترجمه فولادوند را مطابقی بودن آن می‌دانند.
توضیحات: توضیحات مختصری شامل ظاهر کردن مراجع ضمیر، حرف ربط ودیگر افتادگی‌ها دارد که به دقت در داخل قلاب قرار گرفته‌است.
هماهنگی شیوه ترجمه: روش مترجم به صورت یکسان در سراسر ترجمه حفظ شده‌است.
هماهنگی در ترجمه واژه‌های مشابه: رعایت این مسئله مورد توجه مترجم بوده ‌است. و در سراسر ترجمه توفیقات خوبی داشته‌ است.

محمد خزائلی فرزند محمد رضا به سال ۱۲۹۲ از مادری مهربان و فداکار به نام (جهان) در کرهرود اراک چشم به جهان هستی گشود. در ۱۸ ماهگی بر اثر ابتلا به بیماری آبله بینایی خود را از دست داد.وی بنیانگذار انجمن ملی هدایت و حمایت نابینایان در ایران است.

محمد خزائلی

محمد خزائلی فرزند محمد رضا به سال ۱۲۹۲ از مادری مهربان و فداکار به نام (جهان) در کرهرود اراک چشم به جهان هستی گشود. در ۱۸ ماهگی بر اثر ابتلا به بیماری آبله بینایی خود را از دست داد.
کودکی
در آن زمان برای آموزش و پرورش نابینایان وسایل و مدارس خاص وجود نداشت. از این رو رهسپار مکتب خانه‌های قدیم شد و در هفت سالگی به مکتب شیخ حسین مدنی رفت. مدتی برای فراگرفتن قرآن نزد شیخ می‌رفت تا روزی به پدرش گفت: (آقای معلم قرآن را غلط می‌خواند!) و این اولین انتقاد او نسبت به محیط تعلیم و تربیت بود. پدرش متوجه شد که این مکتب خانه جوابگوی خواسته پسرش نیست. لذا به محض افتتاح اولین مدرسه در اراک به نام (مدرسه صمصامیه) او را روانه این مدرسه ساخت.
دوران تحصیل
درسها را برایش می‌خواندند و او به لطف داشتن حافظه قوی آنها را یاد می‌گرفت. در ۱۲ سالگی قرآن را کاملاً حفظ بود و چنانچه آیه‌ای برایش تلاوت می‌شد بلافاصله دنباله آن را قرائت می‌کرد. رفقای دوران تحصیل وی نقل می‌کنند: هنگامی که برای گردش و تفریح به بیرون شهر می‌رفتند از آنان درخواست می‌کرد که نوشته‌های روی سنگ قبرها را به وی نشان دهند و او با لمس کردن آنها با اشکال مختلف حروف فارسی آشنایی پیدا کرد.
در دوره ابتدایی همیشه شاگرد اول بود و با وجود نابینایی با اشکال زیادی مواجه نشد و به اخذ مدرک پایه ششم ابتدایی با معدل ۲۰ نایل گردید.
تحصیلات متوسطه را در صمصامیه اراک ادامه داد ولی برای گذراندن امتحانات پایه سوم متوسطه با مشکلات فراوانی مواجه شد. در این زمان بود که برای اولین بار فقدان بینایی خویش را بیشتر احساس کرد. امتحانات شفاهی دروس را با موفقیت گذرانید ولی نابینایی، مانع از امکان شرکت وی در امتحانات کتبی می‌شد. از این رو در آن سال موفق به دریافت مدرک سوم متوسطه نشد. مدت دو سال به مکاتبه با مرکز مشغول بود تا اینکه شکیبا رئیس فرهنگ وقت به تهران آمد و ترتیبی داد که محمد خزائلی بتواند با کمک منشی امتحانات کتبی را بگذراند. به این ترتیب معمایی بزرگ حل شد و از آن پس این شیوه امتحان برای همه نابینایان معمول گردید … 
برای همه در آَن زمان عجیب بود که فرد نابینایی بتواند تحصیل کند، ولی او اهل مبارزه بود و آنی از تلاش غفلت نمی‌کرد. تا اینکه بالاخره به تهران آمد و در امتحانات متفرقه پایه ششم متوسطه شرکت کرد و در رشته ادبی در سراسر کشور رتبه اول را به دست آورد و به دریافت مدال علمی نایل آمد.
محمد خزائلی اولین فعالیت اجتماعی خود را ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان، با تشکیل کلاس درس در منزل آغاز نمود. در همین دوران بود که به یادگیری زبان فرانسه، خارج از محیط مدرسه نزد شخصی به نام ژوزف که از ارامنه جلفا و پدرش تاجر فرش بود پرداخت. این معلم ابتدا الفبای زبان فرانسه را با کمک حروفی که از گچ و چوب درست کرده بود به وی یاد داد و سپس به تعلیم کتابهای مقدماتی فرانسه پرداخت.
روزی که محمد امتحان زبان فرانسه را در دبیرستان می‌گذرانید، طبق روال پیشین فقط یک نسخه سؤال از مرکز برای آن حوزه امتحانی ارسال شده بود. اگر می‌خواستند سؤالات را در جلسه عمومی قرائت کنند آن گاه در دست منشی او نسخه‌ای از سؤالات نبود تا برایش بخواند و اگر عکس قضیه را انجام می‌دادند سایر شاگردان از آن مطلع می‌شدند. در اینجا حافظه و هوش سرشار وی مددکار همه شد و به ممتحنین پیشنهاد نمود که ابتدا یک مرتبه دیکته و ترجمه فرانسه را برایش بخوانند و بعد برای انجام امتحان سایر شاگردان بروند. این کار را کردند و وی بدون اشتباه، مطالب قرائت شده را به منشی اش دیکته کرد و هجی نمود و نمره ۲۰ هم گرفت.
به دست آوردن کار دولتی برای نابینایان، مشکل بزرگتری بود که محمد خزائلی هم با آن مواجه گردید و مثل همیشه با تلاش و کوشش و نشان دادن لیاقت شخصی خود درسال ۱۳۲۱ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به این ترتیب راه دیگری به روی نابینایان گشوده شد.
تدریس
او ابتدا در دبستانهای گلپایگان و خمین و سپس در دبیرستان‌های اراک به تدریس پرداخت. در زمانی که معلم (مدرسه عظیمیه) اراک بود، علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت به اراک آمد و قرار شد معلمین هر کدام در مورد رشته و فن خود مطلبی را بیان کنند. از مدیر مدرسه پرسیدند معلم کلاس ششم کیست؟ مدیر وقت، محمد خزائلی را معرفی نمود و وی در حضور وزیر فرهنگ، هندسه را با ارائه اشکال هندسی به شاگردان تدریس نمود. نتیجه کار به قدری عالی بود که وزیر را متعجب ساخت تا آنجا که مدال درجه اول علمی را به وی اعطا نمود.
دست کشیدن از موسیقی
محمد خزائلی در جوانی با هنر موسیقی آشنایی پیدا کرد و گهگاه نغمه سازی برای دل خود می‌نواخت. روزی که در مجلس جشن و سروری ساز را به دامن او نهادند و از او خواستند که بنوازد، وی پس از اندکی تأمل، ساز را به کناری نهاد و از آن پس برای همیشه دست از نواختن برداشت.
ازدواج
در یکی از کلاسهای درس بود که محمد خزائلی عاشق یکی از شاگردان خود به نام صدیقه عظیمی عراقی شد. علیرغم آنکه این عشق دو جانبه بود ولی پدر و مادر دختر با این ازدواج مخالف بودند. بالاخره بعداز گذشت چند سال این ازدواج سر گرفت و در سال ۱۳۱۸ زندگی مشترکش را آغاز کرد. حالا دیگر همسرش کتابها را برایش می‌خواند و او مطالب را به حافظه اش می‌سپرد. ثمره این پیوند چهار پسر و چهار دختر می‌باشد.
تحصیلات عالی
محمد خزائلی که او را محمد نابغه لقب داده بودند، هیچ گاه در راه تحصیل علم از پای ننشست و به آموختن ادبیات عرب، فلسفه قدیم، عرفان، فقه و اصول، ملل و نحل، علم کلام و تاریخ اسلام پرداخت. آنگاه به تهران آمد و با وجود مشکلات فراوانی که در سر راهش بود در کنکور دانشگاه شرکت کرد و قبول شد و سرانجام در سال ۱۳۲۴ موفق به اخذ درجه لیسانس با رتبه شاگرد اولی از دانشکده الهیات و نیز مفتخر به دریافت مدال علمی گردید. پس از آن باز هم در سال ۱۳۲۵ از دانشکده حقوق و در سال ۱۳۲۹ از دانشکده ادبیات به دریافت لیسانس توفیق یافت.
با پشتکار عجیب و ذوق به تحصیل علم و دانش که در نهاد او منحصر به فرد بود تحصیلات عالیه خود را ادامه داد تا درسال ۱۳۳۲ در رشته ادبیات فارسی و در سال ۱۳۳۶ در رشته قضایی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران درجه دکترا گرفت. وی به تصدیق اغلب دانشمندان و اهل فن، در زمینه علوم مذهبی، ادبیات عرب، معقول و منقول، تصوف، علم، تفسیر، حقوق اسلام و مذهب شناسی کم نظیر بود. به زبانهای عربی، فرانسه و انگلیسی تسلط کامل داشت و آشنا به زبان آلمانی بود.
خدمات
محمد خزائلی در سال ۱۳۱۱ آموزشگاه خزائلی را در اراک تأسیس کرد و بعدها آموزشگاهای متعدد خزائلی را در تهران بنیاد نهاد و تمام آنها را شخصاً مدیریت می‌کرد. او بنیانگذار اولین مدرسه شبانه در ایران است.
وی نه تنها به با سواد کردن افراد بینا سعی وافی نمود بلکه از با سواد نمودن نابینایان نیز غافل نبود. او اولین کسی بود که (انجمن هدایت و حمایت نابینایان ایران) و سپس (آموزشگاه نابینایان بزرگسال) را تأسیس نمود و سهم خود را در باسواد کردن روشندلان کشور تا سر حد امکان ایفا نمود. وی یک لحظه از تلاش در عرصه تعلیم و تربیت غافل نماند و به راستی عمر خود را در گرو تحصیل و تدریس علم و دانش نهاد.
در سال ۱۳۴۸ (مجله روشندل) را برای اشاعه اخبار مربوط به نابینایان ایران و جهان منتشر نمود. از مؤسسات نابینایان کشورهای سیلان، هندوستان، فرانسه، جمهوری فدرال آلمان، عربستان سعودی، جمهوری دمکراتیک آلمان، روسیه و اسپانیا با هدف گسترش فعالیت‌های نابینایان ایران بازدید نمود. وی عضویت (کمیته اجرایی خاورمیانه) در (شورای ملی رفاه نابینایان)، (اتحادیه بین المللی نابینایان) و (کمیته اجرایی کنفرانس بین المللی تربیت مبتلایان به نقص بینایی) را برعهده داشته‌ است.
محمد خزائلی علاوه بر تدریس در آموزشگاههای خود، در مراکز آموزشی عالی کشور نیز به تدریس ادبیات فارسی اشتغال داشت و در مدت ۶۲ سال زندگی پر ثمر خود ۳۹ کتاب ارزنده تألیف کرد که اغلب آنها در دانشگاه‌ها و مدارس علمیه تدریس می‌شود.
افتخارات
وی در دوران خدمتش، افتخار دریافت دو قطعه مدال درجه اول و یک قطعه نشان درجه دوم علمی را داشته است.
تالیفات
تألیفات وی در چهار بخش تحت عناوین:
رسالات، کتابهای درسی، سایر تألیفات و آثار چاپ نشده به شرح ذیل است:
نخستین رساله دکترای ادبیات خود را به روشنگری درباره (اعلام قرآن) اختصاص داد و اکنون این کتاب ارزنده از جمله کتابهای منبع و مأخذ تحقیقات قرآنی و اسلامی است.
رساله دکترای حقوق او نیز کتابی است به نام (مسئولیت مدنی کارفرما، ناشی از عمل کارگر) که این اثر پژوهشی نیز می‌تواند ملاک بسیاری از داوریهای وزارت کار قرار گیرد.
دکتر محمد خزائلی تألیف ارزنده دیگری دارد به نام (احکام قرآن) این کتاب جامع، مقام آن را دارد که رهنمود راستین حکام شرع قرار گیرد. همچنین کتاب (فقه) را در شش جلد تدوین نموده‌ است. (فلسفه اسلام) و ترجمه (معالم القریه فی الحکام الحسبه) نیز از آثار دیگر اوست.
وی در گلستان و بوستان سعدی نیز عارفانه و محققانه سیر معنوی و علمی نموده و با تألیف دو جلد کتاب به نامهای (شرح گلستان) و (شرح بوستان)، هرگونه معضل و مشکلی را که ادب دوستان در بیانات و سروده‌های سعدی داشته‌اند رفع کرده و پرده ابهام و ایهام را از آن به کنار زده ‌است. کتاب دیگری به نام (گلهای ادب) در چهار جلد را نیز تقدیم علاقه مندان به ادبیات فارسی نموده‌ است و همچنین کتاب (دستور زبان جاویدان) از آثار گران قدر دکتر محمد خزائلی است.
(خودآموز حکمت مشاء) یکی دیگر از تألیفات اوست که ترجمه‌ای بلیغ و رسا از (مقاصد الفلاسفه) امام محمد غزالی است. برگزیده‌هایی زیبا از آثار ادب عرب گردآورده که با طبع لطیف و حساس خود، کتابی خواندنی و جمیل به کتابخانه‌های دانش پژوهان هدیه داشته و نام آن را (المنتخب فی ادب العرب) نهاده ‌است. کتابهای (نهج الادب) در صرف و نحو عربی را در شش جلد و (الاسلوب الحدود) برای مکالمه عربی را در دو جلد تألیف نموده‌ است . سه کتاب دیگر در رشته منطق دارد به نام‌های (منطق و مختصری از فلسفه شرق)، (منطق نظری) و (منطق عملی) که در حقیقت از راه دانش ثمر بخش منطق، دریچه‌ای به باغ فلسفه گشوده ‌است.
زیبایی شناسی یکی از رشته‌های فلسفه ‌است و این واقعیت را در کتاب (تاریخ مختصر فلسفه و زیبایی شناسی) که دکتر محمد خزائلی تدوین نموده‌ است، می‌توان به نیکویی دریافت. کتاب دیگری که بر آن نام (مختصر روانشناسی) نهاده، کتابی است کامل که همگان را با دانش روانشناسی آشنا می‌سازد.
داستانهای (دایانا و ونوس) در ادبیات یونان، روم، انگلیس و ایران نیز آثار زیبای اوست.
دکتر محمد خزائلی به آموزش بنیادها و نهادهای ادبی خدمتی بسزا کرده و از همکاران و دوستان خود نیز یاری گرفته ‌است، کتاب (بدیع و قافیه) را با همکاری دکتر حسن سادات ناصری تألیف کرده، کتاب (مختارات) را با یاری دکتر محمد خوانساری نوشته، (دستور جاویدان) را به مدد سید ضیاءالدین میرمیران تدوین کرد. (اسلوب الحدیث) را با کمک سید عبدالباقی تنکابنی به مشتاقان هدیه نموده ‌است.
وی آثار مدون دیگری دارد که اکنون در کتابخانه‌ای که از او به یادگار مانده و به دانشگاه اصفهان هدیه شده موجود است. از آن جمله آثار وی چون ترجمه (تحافته الفلاسفه) غزالی، ترجمه (مفتاح العلوم) خوارزمی، (فرهنگ اصطلاحات روانشناسی و فلسفی) با استفاده از فرهنگهای روانشناسی و فلسفی فرانسه و انگلیس را می‌توان نام برد.
وفات
دکتر محمد خزائلی نه تنها در راه نشر معارف دیرپای ایران و اسلام به راستی فعالیت می‌نمود، بلکه زندگانی و بهسازی و بهزیستی جامعه نابینایان ایران را نیز مد نظر داشت. وی طی بیست سال متوالی که انجمن ملی هدایت و حمایت نابینایان ایران را بنیاد نهاده بود و بعد منجر به تشکیل سازمان رفاه نابینایان ایران شد، خدمتی همیشگی و مستدام در حق این گروه نمود و آنچه داشت برای آنان در طبق اخلاص نهاد و هدیه کرد. دکتر محمد خزائلی، در ۲۲ خرداد ماه ۱۳۵۳ پس از یک هفته اغما در سن ۶۲ سالگی چشم از جهان فروبست.

آقا سيد نورالدين حسين مشهور به آقانور در سال 1238 خورشيدي به دنيا آمد و در سال 1301 خورشيدي به رحمت ايزدي پيوست. مرحوم آقانور داراي تفسير قرآن به زبان عربي كه به چاپ رسيده است و تعداد زيادي تأليفات دارد كه چاپ نشده است.

حضرت آيت الله العظمی آقا نورالدين اراكی

آقا سيد نورالدين حسين مشهور به آقانور در سال 1238 خورشيدي به دنيا آمد و در سال 1301 خورشيدي به رحمت ايزدي پيوست. و پس از تحصيل در عتبات عاليات و كسب علوم معقول و منقول در اراك مرجع فضلا و دانشمندان و پناه اهالي شهر گرديد. در لشكر كشي سالار الدوله برادر محمد علي شاه از كرمانشاه تا تهران تمام شهرها و روستاي مسير راه توسط ايشان غارت شد به جز اراك كه از اين كار بوسيله مرحوم آقانور جلوگيري شد. مرحوم آقانور داراي تفسير قرآن به زبان عربي كه به چاپ رسيده است و تعداد زيادي تأليفات دارد كه چاپ نشده است. 

تأليفات آقانورالدين:
1- تفسير قرآن كه به زبان عربي به چاپ رسيده است.
2- كتاب طهاره – صلوه –مكاسب
3- كتاب حقوق المرء في شريعت الاسلام
4- رساله در شرح دعاي صبا
5- رساله در شرح حديث حقيقت
6- رساله نورالايمان
7- رساله عقابه النوريه في حكمته المتعاليه
8- رساله رجعت
9- كتاب مباحث عقليد ومباحث الفاضيه
10- رساله در اصول عقايد
11- حاشيه بر استصحاب نوايد
12- سفرنامه سال 1334 قمري
13- كتاب قواعد فقهي و اصولي.

آیت اللّه میرزا محمدعلی اراکی، در 24 جمادی الثانی 1312 ق، مطابق با 1273 ش، در شهر اراک در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. وی بسیاری از قرآن را حفظ بود و در هر ماه، به جز ماه رمضان که سه بار قرآن را ختم می کرد، یک بار کل قرآن را قرائت می فرمود.

آیت الله حاج شیخ محمد علی اراکی

آیت اللّه میرزا محمدعلی اراکی، در 24 جمادی الثانی 1312 ق، مطابق با 1273 ش، در شهر اراک در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. پدر ایشان حجت الاسلام حاج احمد آقا، مشهور به میرزا آقا فراهانی، از عالمان معروف آن سامان و مادرش نیز از نوادگان امام زاده سید حسن واقف است. پرورش در دامان چنین پدر و مادری، باعث شد تا محمدعلی با بینشی صحیح، قدم در مسیر علم و عمل برداشته و پس از سال ها تلاش به سر منزل مقصود برسد.
آیت اللّه اراکی در سنین بالا و با کهولت و ضعف، مطالعه و تدبّر و اندیشه در قرآن را ادامه داد. ایشان انس بسیاری با قرآن داشت و از آن نکات و دقایق بسیاری استنباط می کرد. او بسیاری از قرآن را حفظ بود و در هر ماه، به جز ماه رمضان که سه بار قرآن را ختم می کرد، یک بار کل قرآن را قرائت می فرمود.
آیت اللّه العظمی اراکی، این عالم بزرگ و مرجع عظیم الشأن، در طول عمر پر برکت خویش، کتاب هایی در فقه و اصول نوشت و درس فقه و اصول بسیاری از استادان بزرگوار خود را، با قلمی عوام فهم و خواص پذیر به رشته تحریر درآورد؛ از آن جمله می توان به رساله استفتائات و کتاب النّکاح و الطلاق، و تقریرات درس فقه و اصول آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی، تقریرات درس فقه آیت اللّه سید محمدتقی خوانساری و شرح و حاشیه بر عروة الوثقی اشاره کرد.

حضرت آيت الله العظمی حاج شيخ محمد سلطان العلما (رضوان الله عليه)،‌ فرزند مرحوم ميرزا آعلی (ره) در سال 1296 هجری قمری ( 1254 هجری شمسی) در شهر اراك ديده به جهان گشودند. وی در 21 ماه رمضان سال 1383 هجری قمری (1341 هجري شمسي) دعوت حق را لبيك گفتند و به ديار باقی شتافتند.

حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ محمد سلطان العلما

از جمله مفاخر و بزرگان شهر اراك، حضرت آيت الله العظمی حاج شيخ محمد سلطان العلما (رضوان الله عليه)،‌ فرزند مرحوم ميرزا آعلی (ره) در سال 1296 هجری قمری ( 1254 هجری شمسی) در شهر اراك ديده به جهان گشودند. ايشان بعد از تحصيلات مقدماتی در اراك، برای تكميل دانسته ها راهی عراق شدند. ايشان در حوزه های نجف و سامرا به تحصيل پرداختند. آقای ابراهيم دهگان نقل مي كنند:‌ “پدر مرحوم سلطان به نجف مشرف میشود و سراغ پسرش را می گيرد كسی او را نمی شناسد اما وقتى سراغ پدر آقاى ستوده (آيت الله حاج شيخ محمدتقی ستوده از اساتيد معروف حوزه علميه قم و از ديگر علماي اراكی) را می گيرد زود او را می شناسند و معرفی می كنند، پدر آقاى سلطان به وى می گويد : «چرا پسرم را نشناختند و تو را شناختند؟» پاسخ می دهد : «چون من اهل مزاح و شوخ طبعم همه جا معروف می باشم اما پسر شما مردى ملا و باسواد است من كجا و او كجا.» اين است اخلاق اسلامى كه انسان خود را كوچك و ديگران را تكريم و احترام كند «من تواضع رفعهالله.» “ايشان از اساتيد بزرگ و با فضيلت آن سامان يعني آيت الله العظمي مرحوم آخوند ملامحمدكاظم خراسانى (صاحب كفايةالاصول) و آيت الله العظمی ميرزامحمدتقى شيرازى (رضوان الله عليهما) بهره كافی را بردند.
آيت الله العظمی حاج شيخ محمد سلطان بعد از كسب مدارج بالاي علمی و درجه اجتهاد، در حدود سال 1330 هجری قمری (1288 هجري شمسي)، به موطن يعنی اراك بازگشتند.
ايشان از مجتهدين به نام و با نفوذ در منطقه بودند و مردم جهت رفع حوائج و خواسته های دينی به ايشان رجوع می كردند. اين عالم رباني ملجا و پناهگاه مردم در تمام دوره مرجعيت بودند. بيشترين كمكهای ايشان به مردم شهر اراك و روستاهای اطراف هنگام بروز قحطی در دره جنگ جهانی اول بود. حضرت آيت الله العظمی شيخ محمد سلطان (رضوان الله عليه) دارای قلبی پاك و شخصيتی بی آلايش و روحي بزرگ بودند. قدما و بزرگانی كه از زندگی خصوصی ايشان مطلع بودند گواهی بر این قلب ساده و بی پیرایه داده اند.
آيت الله العظمي حاج شيخ محمد سلطان (رضوان الله عليه) نزديك به 50 سال به تدريس در حوزه های علميه اراك پرداختند. ايشان به پرورش شاگردان بزرگ و فاضلی همت گماردند كه از آنها می توان به حضرت آيت الله العظمی اراكی (رضوان الله عليه) اشاره كرد.
ايشان هم زمان با پرورش شاگردان به تاليف و نگارش اشتغال داشتند كه از آثارشان می توان به موارد زير اشاره كرد:
حاشيه اى بسيار مفصل و علمى بر كفايةالاصول استادشان، آيت الله العظمي مرحوم آخوند ملامحمدكاظم خراسانى (رضوان الله عليه)، كه در سالهاى حدود 1370 تا 1378 در هفت جلد در اراك به چاپ رسيد. جلد چهارم و جلد پنجم و جلد هفتم هر كدام يك جزوه به عنوان ملحقى دارد كه بنابراين جمعاً ده جلد می شود و نيز ايشان حاشيه اى بر حاشيه آخوند خراسانى بر اصاله الصحه رسائل شيخ انصارى دارند كه جزء يازدهم ده جلد قبل به حساب می آيد و در سال 1378 در اراك چاپ شده است.
حاشيه ای بر منظومه حكمت آيت الله العظمی ميرزامحمدتقى شيرازى (رضوان الله عليه).
حاشيه بر شرح منظومه سبزوارى.
و برخی رساله های خطی كه چاپ نشده است.
حضرت آيت الله العظمی حاج شيخ محمد سلطان العلما (رضوان الله عليه) پس از 86 سال عمر پر بركت و مجاهدت علمی و تلاش براي اعتلای دين مبين، بالاخره در سالروز شهادت حضرت اميرالمومنين امام علی (عليه السلام)، 21 ماه رمضان سال 1383 هجری قمری (1341 هجري شمسي) دعوت حق را لبيك گفتند و به ديار باقی شتافتند. پيكر ايشان در زمين های بياض (قبرستان قديمی اراك، كه در آنجا جمع كثيري از علما و بزرگان و فضلای اراك، از جمله حضرات آيت الله العظمی آقانورالدين عراقی، آيت الله العظمی ملاابوطالب عراقی، آيت الله العظمی شيخ غلامرضا محمدی انجدانی (رضوان الله عليهم) و بسياری ديگر از بزرگان مدفونند.) دفن گرديد. استاد ابراهيم دهگان در كتاب تاريخ اراك می نويسد در بهمن ماه 1341 آقاى شيخ محمد سلطان از دنيا رفت و تا حدود صد جلسه ياد بود به عنوان فاتحه در مساجد براى ايشان گذاشته شد. بر مزار ايشان بعدها توسط آقايان صادق يزدان پناه و اكبر غفاری بقعه ای تاسيس گرديد. باشد كه از رهروان و پيروان راهشان باشيم.

ابراهيم دهگان در سال 1307 در روستاي مرزگران ( مرزيجران ) از توابع اراك در خانواده اي توانگر روستايي چشم به جهان گشود. وی در طول حیات خود تالیفات بسیاری به یادگار گذاشتند.

ابراهیم دهگان

ابراهيم دهگان در سال 1307 در روستاي مرزگران ( مرزيجران ) از توابع اراك در خانواده اي توانگر روستايي چشم به جهان گشود. در سال هاي كودكي، نوشتن و خواندن را در مكتب خانه روستا فرا گرفت و تا اوايل جواني به كشت و كار مشغول بود. وي در گزارشنامه يا فقه الغه اسامي امكنه درباره خود مي نويسد: مطلع زندگاني خود را تا حدود جنگ بين الملل اول در آن ده گذرانده و در آن سال تفنگ بر دوش گرفته و در رديف مهاجرين وارد شده و بعد از يكسره شدن كارها به مدرسه آقا ضياءالدين اراك در سلك طلاب وارد گرديده و تا سال 1347 ق. تحصيلات خود ادامه داده و بعد از سال 1330 تا 1337 شمسي به كار تعليم اشتغال داشته و در ضمن از بحث و بررسي و غور در مطالب به قدر استعداد خود، خودداري نكرده و در نتيجه چند جلدي كتاب و جزوه به صورت تدوين در آورده كه پاره اي مطبوع و دسته اي بين سواد و بياض انتظار روزي را دارد كه از صورت فيش در صفحه چاپ وارد گردد.
رشته تحصيلي وي، علوم قديم بود كه آن را در محضر استاداني چون آقا ضياء الدين اراكي و آيت الله شيخ عبدالكريم حایري يزدي فرا گرفته بود. اما احاطه او در رشته هاي علوم انساني، صرفاً به واسطه مطالعه شخصي خودش بوده و نزد استادي تعليم نديده است. نتايج اين تلاش مجموعاً مشتمل بر خلق 20 اثر ماندگار ادبي، تاريخي است كه به عنوان حاصل زندگاني او به شمار مي آيند. دهگان به كتاب دلبستگي فراوان داشت و به جمع آوري كتب خطي و تاريخي عشق مي ورزيد و به همين سبب ضمن مطالعه و غور در مطالب كتب در طول عمر خود قريب به 3000 جلد كتاب نفيس و نسخ خطي جمع آوري نمود كه چون وي در گذشت، 2500 جلد از كتب چاپي به همراه 255 نسخه دستنويس و نفيس از سوي فرزندان كوشا و برومند او به كتابخانه عمومي اراك اهداء گرديد.
زنده ياد ابراهيم دهگان در 25 مرداد سال 1363 شمسي در اراك و در سن 95 سالگي ديده از جهان فروبست و در همان شهر مدفون گشت. ابراهيم دهگان در سال 1307 شمسي وارد فرهنگ شد و پس از سي سال خدمت در مهر ماه 1337 بازنشسته گرديد. پس از بازنشستگي دهگان، فرهنگ اراك به خاطر خدمات سي ساله و تأليفات ارزشمندش دبستاني به نام وي نامگذاري كرد. پس از فوت دهگان آقاي ايرج افشار صاحب امتياز و مدير مسوول مجله آينده عكس وي را روي جلد مجله چاپ كرد و در سوگش نوشت؛ قدر آن مرحوم متأسفانه چنان كه بايد شناخته نشد. مرحوم عباس اقبال و حبيب يغمايي به نوشته هاي او به چشم اعتنا مي نگريستند و مقالاتش را با احترام چاپ مي كردند. من سعادت آن را داشتم كه شش هفت بار در اراك به ديدارش نايل شوم. نخستين بار با منوچهر ستوده از بيابان هاي بيراهه تفرش به ميقان و بعد به اراك رسيديم و به خانه گشاده در دهگان وارد شديم . ما را پذيرفت و شب و روزي ما را با گنجينه اسناد و كتب خطي خود مشغول داشت. خدايش غريق بركات بيكران كند كه مردي خوش سخن و دانشمند و تاريخدان و مهمان نواز و محبت پيشه بود.
تأليفات مرحوم دهگان:
1-تاريخ اراك در سه جلد
2- تاريخ ابخدان
3- تاريخ كمال
4- نورمبين در تاريخ
5- فقه العنه در اسامي امكنه اراك
6- تاريخ ارمنستان از موسي خورن يا موسي خورند
7- تاريخ در مشروطيت
8- تاريخ نو، از يعقوب خان خادم ابخدان
9- قرارداد رژي
10- تاريخ صفويان اقتباس از خلاصه التواريخ
11- تصحيع تاريخ شاه عباس دوم بنام عباس نامه نوشته محمد طاهر وزويني
12- كيسه كرفه كه جنگلي است از هر مقوله مطالب مختلف، كه اين كتاب متأسفانه هنوز به چاپ نرسيده است.

استاد ابوالقاسم سحاب

ابوالقاسم سحاب در ۱۹ فروردین‌ماه ۱۲۶۶ش در یک خانواده  تفرشی در قریه فم از توابع تفرش به‌ دنیا آمد.

وی در سن 3 سالگی به مکتب‌خانه آخوند ملاحسین شاهمیری رفت و توانست در مدت زمان کوتاهی دروس مقدماتی و کتاب‌هایی چون علم جزء، نصاب الصبیان و جامع المقدمات را فراگیرد و در کنار آموزش این دروس، با مطالعه کتاب‌های متفرقه در زمینه‌های مختلف، بر معلومات خود بیافزاید.

سحاب در نوزده سالگی دروس دیگری چون فقه، اصول و زبان عربی را در محضر علمای دیگر تفرش چون امامی و علی‌اکبر سجادی و در سن 22 سالگی زبان فرانسه، علوم جدید، حساب و جغرافیا را نزد سناءالدوله به خوبی فراگرفت. وی دو سال بعد به منظور تکمیل دروس و طی مدارج بالای علمی به تهران رفت و در همان جا با ورود به مدرسه آلیانس فرانسه و تکمیل زبان انگلیسی، موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. اندکی بعد، سحاب با ورود به حلقه درس سیدعبدالرحیم دماوندی فقه و اصول را ادامه داد و از محضر علمای طراز اول تهران، شیخ علی نوری و شیخ باقر معزالدوله استفاده کرد.

علاقه فراوان وی به فراگیری علوم جدید سبب شد تا او در کنار تحصیل روزانه، در کلاس‌های شبانه مدرسه دارالفنون نیز شرکت کند. وی در آنجا به فراگیری شیمی، طبیعیات و فیزیک نزد استاد مهدیخان، دکتر محمود خان و غلامحسین خان رهنما، پرداخت.

استاد سحاب، علاوه بر زبان انگلیسی و فرانسه به زبان عربی، آلمانی، لاتین و زبان روسی تسلط داشت و می‌توانست بسیاری از متون عربی، انگلیسی و فرانسه را به راحتی ترجمه کند. وی علاوه بر فراگیری علوم رایج آن دوران، به دلیل علاقه فراوان به خواندن شعر و حفظ آن، نزد میرزا اسماعیل‌خان دبیر؛ نظم و نثر را آموخت و در شعر، تخلص سحاب را برای خود برگزید و مجموعه اشعاری را در دیوان شعری خود به ثبت رساند.

سحاب در آن دوران برای افزایش دانش خود با دانشمندان به نامی چون آیت‌اله شیخ عبدالکریم حایری، آیت‌اله بروجردی، آیت‌اله مرعشی نجفی، استاد شهیدمرتضی مطهری، سیدمحمد بیرجندی و… آشنا و از محضر استادان به نامی چون محمدتقی فخردایی گیلانی، استاد محیط طباطبایی، امیر رضوانی، پروفسور محمود حسابی و علی‌اکبر دهخدا بهره‌مند شد و در کنار آن به مکاتبه با دانشمندان خارج از کشور پرداخت تا از دیدگاه‌ها و آرای آنها نیز استفاده کند. وی در طی این دوران، با تدریس در مدرسه‌های مختلفی چون مدرسه آلیانس فرانسه، دبستان تدین، مدرسه کمالیه، دبیرستان قریب، شاهدخت تهران و دانشسرای دختران و تالیف و تحقیق در زمینه‌های گوناگون توانست جدیت و تلاش خستگی‌ناپذیر خود را در این عرصه به همه نشان دهد و اینگونه نشان درجه یک و نشان‌های علمی از سوی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه را از آن خود کند.

استاد سحاب، خدمات بسیار ارزنده‌ای را در عرصه فرهنگ کشور انجام داد که از آن جمله می‌توان به تأسیس دبستان به سبک قدیم و جدید در تفرش، همکاری با مطبوعات و نگارش مقالاتی چند در نشریات آن روز همچون طوفان هفتگی، تهران، ستاره جهان، شفق سرخ، عصر گلشن و….، تأسیس و افتتاح دو باب مدرسه در روستای فم و طرخوران از توابع شهرستان تفرش و …اشاره کرد. وی علاوه بر امر تدریس در مقاطع مختلف آموزش و پرورش، مشاغل دیگری چون ریاست اداره معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه نهاوند، عضو هیات ممتحنه مدارس ابتدایی مرکز، معاونت کتابخانه ملی تهران، مدیر دفتر دانشسرای تهران، مدیر داخلی مجله علم و تربیت، کارمند وزارت مالیه، مدیر اداره محاسبات وزارت معارف و اوقاف، مسوول تحریر تصدیق نامه‌های مدارس، ریاست مدرسه وزارت معارف و اوقاف نهاوند، را بر عهده داشت.

استاد سحاب علاوه بر صدها مقاله در مطبوعات داخلی و خارجی و دیوان شعر، بیش از هفتاد جلد کتاب در زمینه علوم دینی، سیاسی و علمی از خود بر جای گذاشته است که هرکدام از آنها به نحوی در مطالعه و تحقیق دانشمندان بعد از وی موثر واقع شده‌اند.

استاد ابوالقاسم سحاب که شغل معلمی را برگزیده بود در ۱۲۹۹ش به تقاضای شیخ جلال نهاوندی به ریاست معارف ثلاث (ملایر و نهاوند و تویسرکان) برگزیده شد و در این مأموریت، خدمات ارزنده‌ای به فرهنگ آن منطقه کرد.

از وی بیش از ۷۲ عنوان کتاب که برخی از آن‌ها در چند مجلد تألیف شده، باقی مانده است. از جمله این آثار، زندگانی ائمه: حضرت سیدالشهداء اباعبدالله الحسین (ع)، امام جعفر صادق (ع)، امام جواد (ع)، عسکریین (ع) و دیگر امامان و معصومین (ع) را می‌توان نام برد. از دیگر آثار وی، ترجمه کتاب‌های «تاریخ قرآن»، «فلسفه و اسرار حج»، «تاریخ نقاشی در ایران»، «تاریخ هنر اسلامی» (از زبان عربی)، ترجمه «جغرافیای کارپنتر» در ۶ جلد (از انگلیسی)، تألیف کتاب‌های ارزشمند «فرهنگ خاورشناسان»، «زندگانی شاه عباس کبیر»، «تاریخ مدرسه عالی سپهسالار» را می‌توان نام برد.

علاوه بر این آثار ارزنده، علاقه فراوان او به علم جغرافیای نوین سبب شد تا او موسسه‌ای ارزشمند به نام، موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب (به انگلیسی: Sahab Geographic and Drafting Institute) در سال 1315 به همراه فرزند خود عباس سحاب تاسیس کند. موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی نخستین مؤسسه جغرافیایی و نقشه نگاری در ایران و منطقه خاورمیانه است که اکنون با مدیریت محمدرضا سحاب نسل سوم خاندان سحاب، اداره می‌شود و فعالیت گسترده‌ای در زمینه تهیه نقشه‌ها و انتشارات تاریخ و جغرافیا برعهده دارد. پس از گذشت سال‌ها از تاسیس این موسسه، فرزند وی؛ عباس سحاب، با پشتوانه علمی که از پدر به ارث برده بود و استعداد فوق‌العاده خویش در علم جغرافیا توانست نام پدر علم جغرافیای نوین را از آن خود کند. وی برای همیشه نام خود را به عنوان محقق و دانشمندی برجسته در تاریخ علوم انسانی و به ویژه علم جغرافیای نوین ثبت کرد.

انتشار انواع نقشه، کره، اطلس و دیگر موضوعات جغرافیایی برای نخستین‌بار در ایران حاصل کوشش‌های این مؤسسه و پایه‌گذاران آن بوده که نقش زیادی در بالا بردن سطح دانش جغرافیا در کشور و شناسایی جغرافیایی ایران در جهان داشته است.

یکی دیگر از فعالیت‌های استاد سحاب پس از سال ۱۳۴۰ مبارزه با جعل کنندگان اسامی ساختگی برای خلیج‌فارس بود. وی با تشکیل نخستین نمایشگاه اسناد تاریخی و نقشه‌های جغرافیائی خلیج‌فارس در محل کافه شهرداری تهران درسال ۱۳۴۴ و تالیف و انتشار اطلس نقشه‌های جغرافیائی و اسناد تاریخی خلیج فارس در ۳ مجلد در سال‌های ۱۳۴۹ و ۱۳۶۱ و ۱۳۶۴ مبارزه اساسی و علمی خود را در این زمینه آغاز کرد.

اقدامات بعدی استاد در زمینه اثبات اصالت نام خلیج‌فارس با همکاری فرزندش محمدرضا سحاب ادامه یافت. محمدرضا سحاب نیز دو جلد اطلس به نام خلیج فارس در نقشه‌های کهن در ۱۲۰ صفحه به متن فارسی و انگلیسی در سال ۲۰۰۴ و خلیج فارس: اطلس نقشه‌های تاریخی و کهن به متن انگلیسی در ۶۰۰ صفحه (۲ مجلد) در سال ۲۰۰۵ با همکاری چند تن از دانشگاهیان تالیف و چاپ و منتشر کرد. شرکت در همایش‌های داخل و خارج کشور و ارائه بیش از ۲۰ مقاله همراه با اسناد در زمینه اسناد و مدارک جغرافیائی خلیج‌فارس از جمله اقدامات سالهای اخیر محمدرضا سحاب می‌باشد.

استاد ابوالقاسم سحاب، سرانجام در تاریخ بیست و یکم دی‌ماه سال ۱۳۳۵ هجری شمسی در سن شصت و نُه سالگی در تهران بدورد حیات گفت و پیکرش را در صحن حرم مطهر حضرت معصومه (س) در قم به خاک سپردند.

عباس سحاب فرزند ابوالقاسم سحاب سوم دي ماه 1300 ش دیده به جهان گشود. وی در کنار پدری عالم و آگاه به جغرافی و نقشه‌نگاری رشد و پرورش یافت و با این علم آشنا شد. سال‌های بعد وی به منظور تحصیل در مدرسه‌های تهران به همراه پدرش به پایتخت رفت و تحصیلات دانشگاهی خویش را در رشته‌ی هنرهای زیبا به پایان رساند.

عباس سحاب، بنیانگذار نقشه نگاری نوین، با خلق صدها اطلس و نقشه جغرافیایی صاحب سبکی نوین در جهان شد و راهی نو را به روی جغرافیا گشود. وی از بزرگان علم این مرز و بوم در طول دوران فعالیتش در فضای دانش جغرافیا موفق به تاسیس نخستین موسسه جغرافی و کارتوگرافی (نقشه نگاری) ایران شد.

طراح نخستین نقشه‌ی تهران به خط لاتین بیشتر زمان خود را برای ترسیم، تولید، تکثیر و چاپ نقشه و رواج کاربرد آن در جامعه سپری کرد. وی موفق به طراحی نقشه ی کشورهای افغانستان، پاکستان، ترکیه، عراق، عربستان و کویت شد.

عباس سحاب با پشتکار و همت والایش، نخستین نمایشگاه جغرافیایی را در دانشسرای تهران برگزار کرد. این استاد بزرگ با حمایت یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) موفق به تهیه «اطلس 14 قرن هنر اسلامی» به 2 زبان فارسی و انگلیسی در 20 جلد شد و همچنین با همکاری موسسه‌ی کلمبوس آلمان توانست کره‌ی جغرافیایی را به خط و زبان فارسی تهیه کند.

عباس سحاب از آخرین بازماندگان نسل نقشه‌نگاران قدیمی و صاحب سبک در جهان به شمار می‌رود که دوره‌ی نقشه‌های آموزشی برای مدرسه‌های کشور، ترسیم نقشه‌های موضوعی ایران، اطلس‌های جغرافیایی، تاریخی، کتاب‌های راهنما و مرجع، اطلس نقشه های جغرافیایی و سندهای تاریخی درباره خلیج فارس را تهیه و گردآوری کرد. همچنین وی موفق به طراحی و چاپ نقشه‌های تاریخی ایران در دوره‌های گوناگون از سلسله هخامنشیان تا زندیه شد.

پدر علم جغرافیای نوین از اعضای فعال انجمن جهانی کارتوگرافی (I.C.A.) بود که در بیشتر همایش‌های جهانی شرکت می‌کرد و با شخصیت‌های مطرح جهان در علم جغرافیا به گفت و گو می‌پرداخت و اینگونه دانش خویش را پربارتر از پیش می‌ساخت.

عباس سحاب همواره در راه پربار کردن کتابخانه‌ی جغرافیایی سحاب (یادگار پدر وی) تلاش و کوشش فراوانی کرد. او موفق به تشکیل موسسه‌ی جغرافیایی و کارتوگرافی و چاپخانه‌ی جغرافیایی سحاب شد و بدین‌شکل میراثی بزرگ را از خود باقی گذاشت که در حال حاضر موسسه‌ی جغرافیایی سحاب به وسیله‌ی فرزند این استاد عالیقدر اداره می‌شود.

استاد عباس سحاب از بزرگان علم ایران زمین به شمار می‌رود که با تلاش و کوشش فراوانش خدمت‌های بزرگی برای این سرزمین کهن انجام داد و اینگونه نامی آشنا در عرصه دانش جغرافیا شد. اویی که خالق اثرهایی جاودان و پدری دلسوز برای جغرافیا بود و با پشتکار والایش یاد و خاطره خویش را در تاریخ این مرز و بوم جاودان ساخت؛ چهاردهم فروردین 1379 هجری خورشیدی انسانی چشم از این دنیای خاکی فرو بست که با تلاش خستگی‌ناپذیر خویش رهگشای راهی نو در علم جغرافی ایران زمین شد. عباس سحاب بنیانگذار دانش نقشه‌نگاری نوین بود که با پشتکار و خلاقیت بی‌نظیرش توانست از نام‌آوران بزرگ ایران در این عرصه شود.